V مديريت كلاس درس

 
 
 
 
 
 

                آفتابگردان

مديريت كلاس درس

 

صفحه اصلی

بايگانی نوشته ها پست الکترونيک

دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

مديريت کلاس درس

 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

( دبیر فیزیک ناحیه ۳ اصفهان )

تلفن   ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

                                                          

 

  در اين وب متن کامل کتاب managing your classroom  اثر dixie gerard که در سال 2003 نوشته شده و جناب آقای مجتبی فرداد دوست عزيز آنرا ترجمه کرده اند را ملاحظه خواهيد کرد .

   ترتيب مطالب به شرح زير است :

مقدمه

۱- مرحله تثبيت

   ــ مرحله تثبيت چيست و چه اهميتی دارد ؟

   ــ چرا اولين جلسه درس اين همه اهميت دارد ؟

   ــ چرا وجود ضوابط و روش کار مشخص برای دانش آموزان ضروری است ؟

   ــ وقت حضور و غياب

   ــ وقتی شاگردان به کلاس وارد می شوند

   ــ ارايه دستورالعمل به کلاس

   ــ ايما و اشارات ، فنون کلامی و کنترل کلاس

۲- نقش سوال کردن به عنوان ابزاری در مديريت کلاس درس

   ــ  ايجاد فضای همياری

   ــ راهبردهايی برای افزايش يادگيری های مبتنی بر همياری در کلاس

   ــ الگوی اجزای سازنده

   ــ تغيير فرهنگ

   ــ فن سوال کردن و استفاده از وقت انتظار

۳- اهميت محيط فيزيکی

۴- دستيابی به برتری روانی

    ــ وقت شناسی

    ــ شاگردان را به اسم بشناسيد

    ــ در مورد ساختار درستان بينديشيد

    ــ از تشويق استفاده موثر بکنيد    

     ــ ايجاد تنش مفيد در درس

    ــ چرخيدن در کلاس و زير نظر داشتن شاگردان

    ــ استفاده از مکث و زمان تاثير

۵- نتيجه گيری

 

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

مقدمه

 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

25

 

                   

 

                               مقدمه 

 

 معلمين به ندرت فرصت اين را پيدا می کنند که بنشينند و در باره کارشان فکر کنند . راستش اين است که من هم طی سی سالی که به کار تدريس پرداخته ام کمتر وقت و موقعيتی برای انديشيدن در باره جنبه های متنوع کارم به عنوان معلم داشته ام .تحقيقی که برای کسب مدرک تحصيلی دانشگاهی ام و نيز برای نوشتن کتاب حاضر انجام داده ام به تازگی اين فرصت را برای من فراهم آورده که در مورد موضوعات وسيعی که به کارم مربوط می شود به تفکر بپردازم .يکی از اين موضوعات که اساس اين کتاب را تشکيل می دهد و من تماما بر آن تمرکز کرده ام چيزی است که زيمفير و هووی از آن به عنوان ( کفايت فنی معلم در کلاس ) ياد کرده اند .به عبارت ديگر ، می خواهم برآنچه معلمين با تجربه ( کنترل تاکتيکی ) می نامند متمرکز شوم.

لازمه کنترل تاکتيکی آن است که معلم روشی نظام مند و عملی برای مديريت کلاس اتخاذ نمايد و شالوده ای را پی ريزی کند که در آن بی نظمی و رفتار ناپسند دانش آموز کمتر مجال وقوع پيداکند . در اين کتاب من به بررسی کارهای عملی زيادی پرداخته ام که معلمين می توانند برای جلوگيری از بروز بی نظمی در بين دانش آموزان خود انجام دهند .

بنابراين ، در پاسخ به سوالات زير راهنمايی هايی ارايه شده است :

ــ چرا مرحله ( تثبيت ) برای کنترل و نطم کلاس بسيار با اهميت است ؟

ــ چرا ( حرکات بدن  ) وجه مهمی از کنترل کلاس را تشکيل می دهد ؟

ــ چگونه می توان سوال کردن را به صورت ابزاری موثر در مديريت کلاس به کار گرفت ؟

ــ نقش ( تنش مفيد ) در کمک به کنترل کلاس چيست ؟

ــ ( محيط فيزيکی ) چقدر در کنترل کلاس اهميت دارد ؟

به علاوه قصد دارم بر جنبه هايی از مديريت کلاس که مانع پيش آمدن بی نظمی شاگردان در کلاس می شود نيز تمرکز کنم ــ چيزی که دوست دارم آن را  ( کنترل از راه پيش بينی  ) بنامم ، يعنی آنچه را که ممکن است در درسی مشکل ساز شود  پيش بينی و برای رفع آن برنامه ريزی کنيد .

   اما منظور از واژه ( کنترل کلاس ) دقيقا چيست ؟ با توجه به اهداف اين کتاب ، منظور آن است که :

ــ توانايی جلب توجه کامل شاگردان را در کلاس در هر لحظه و هر جا بخواهيد ، داشته باشيد .

ــ اطمينان داشته باشيد که در موقعيت های آزاد يادگيری ، اقتدارتان کاهش نخواهد يافت .

ــ و بتوانيد روابط غير رسمی خوبی با شاگردان در کلاس بر قرار کنيد ،ضمن آن که قادر باشيد هر وقت لازم باشد به شرايط رسمی و تحت کنترل بر گرديد .

 

   اما اين کتاب برای چه کسانی نوشته شده است ؟ در وهله اول ، مخاطب اين کتاب معلمينی هستند که در ابتدای راهند ــ يعنی دانشجويان تربيت معلم ، معلمين جديدالاستخدام و معلمينی که يکی دو سال تجربه کاری دارند . با اين حال تاکيد می کنم که آنچه گفته ام به همه معلمين در هر سنی و با هر تجربه ای مربوط می شود . قطعا اين گفته ها برای آنها بی فايده نخواهد بود .

                

 

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

مرحله تثبيت

 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن  ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

1

 

                                  بخش يکم

                                مرحله تثبيت

2

 

مفهوم مرحله تثبيت و اهميت آن

            در مدرسه ای که من در آن کار می کنم ،معلمين تازه کار ، به عنوان بخشی از برنامه توجيهی خود ، فرصت پيدا می کنند که به مشاهده کار همکاران با تجربه تر خود در کلاس درس بپردازند . در جلساتی که بعد از اين مشاهدات برای بحث در باره نتايج کار تشکيل می شود بسياری از معلمين تازه کار از اين که معلمين با تجربه ظاهرا چه آسان شاگردانشان را در کلاس کنترل می کنند ابراز شگفتی و تعجب می کنند .آنان که خود در اين زمينه بی تجربه هستند سعی می کنند عاملی را که باعث می شود معلمين با تجربه جوی آرام ، کاری و هدفمند را در کلاسشان بر قرار کنند، پيدا کنند .جالب اين است که گاهی اين کلاس همان کلاسی است که معلمين کم تجربه با آن مشکل فراوان داشته اند .

       بعضی از معلمين تازه کار ، اين قابليت را مرهون  شان و مقام اجتماعی معلمين مورد مشاهده می دانستند . هر چند نمی توانستند موفقيت معلمين با تجربه اما فاقد اين جايگاه اجتماعی را توجيه کنند .عده ای ديگر قدرت کنترل اين معلمين را معلول جذبه آنان می ديدند. من در عين حال که می پذيرم جذبه معلم اغلب می تواند نقش مهمی در کنترل و انگيزش شاگردان داشته باشد ، معتقدم که برای داشتن کلاسی که منظم و به اصطلاح هميشه روی غلطک باشد کافی نيست . در طی سالها شاهد بوده ام که بعضی از معلمين ارشد و پر جذبه برای اداره موثر کلاسشان به زحمت افتاده اند . اين معلمين به جای آن که به مقوله مديريت کلاس به شيوه ای متعادل تر و جامع تر نگاه کنند ، بيش از حد به توانايی های خود در انجام امور روزمره مدرسه تکيه می کردند . آری چيزی بيش تر مورد نياز است ، اما چه چيز ؟ خوب ، پاسخ اين سوال به سختی موشک هوا کردن نيست . همه چيز به روشی بر می گردد که اين معلمين توانسته اند با آن در همان مراحل اوليه کار در آغاز سال تحصيلی ضوابط و مقررات خود را در کلاس تثبيت کنند .اين فرآيند جامعه پذيری را ( مرحله تثبيت  ) می ناميم .( چيزی که اعمال آن در فرآيند ياددهی ، يادگيری امری حياتی محسوب می شود ).شما چه دانشجو باشيد ،چه معلم جديدالاستخدام و چه معلم با تجربه ، قبل از تشکيل اولين جلسه درس بايد برای مرحله تثبيت برنامه ريزی کرده باشيد .

3

 

چرا اولين جلسه درس اين همه اهميت دارد؟

 

          وقتی معلمی ،صرف نظر از ميزان تجربه اش ، برای اولين بار جلو کلاسی می ايستد نوعی فرهنگ يادگيری را ايجاد می کند که تا پايان رابطه کاری بين معلم و شاگرد تثبيت می شود و ادامه خواهد يافت .wragg در مورد نياز معلمين به داشتن مهارت در حوزه مديريت تاثير گذاری سخن گفته است .gaffman نيز به تبيين مراحل مديريت تاثيرگذاری می پردازد که از همان جلسه اول شروع و در برخوردهای بعدی ادامه می يابد :

      اولين تصوری که فرد از خود در ذهن ديگران ايجاد می کند ٫ وی را ملزم می سازد تا مطابق آن تصوير عمل کند و تظاهر به ديگرگونه بودن را به کناری بگذارد .البته با گسترش تعامل بين طرفين در اين وضعيت خاص اضافات و تعديل هايی صورت خواهد گرفت . اما ضرورتا اين تغييرات بايد با مواضع اوليه طرفين اين تعاملات تعارضی نداشته باشد و بر مبنای آنها بنا شده باشد .

                               

     حال اين سخن در عمل چه معنايی خواهد داشت ؟ شايد به اين معنا باشد که معلمين در هر سن و با هر تجربه ای بايد روشن کنند که کيستند و چه اعتقاداتی دارند و از شاگردان خود چه انتظاراتی دارند .ثبات در نحوه معرفی خود به شاگردان ، حداقل تا وقتی که موقعيت تان در کلاس تثبيت نشده است ، اهميت بسيار دارد . شايد در آن زمان بتوانيد کمی از آنچه ضروری تشخيص داده بوديد کوتاه بياييد .

  اين روند فکری شايد شما را بر آن دارد که از خود سوالاتی جدی و محققانه در باره شخصيت و رفتارهای معلمی تان بپرسيد : آيا مغرور ، از خود راضی ،بی احساس ، تند مزاج ، بد اخلاق ، طعنه زن ، يکدنده و يا دمدمی مزاج نيستيد ؟ وقتی هم می خواهيد رفتارهای معلمی و آموزشی خود را بسنجيد بايد اعماق روح خود را جستجو کنيد و مثلا از خود بپرسيد :

ــ آيا با حالتی مطمئن ، هدفمند و با اعتماد به نفس وارد کلاس می شويد ؟

ــ آيا به هنگام سخن گفتن با دانش آموزان از ژست های بدنی استفاده می کنيد ؟( آيا سر بالا ، چانه کمی رو به پايين ، شانه ها به سمت عقب و در وضعيتی راحت و مستحکم قرار دارند ؟ )

ــ آيا از مکث های حاکی از ترديد و دودلی و الفاظی مثل ؛ ام ؛ و ؛ا ؛ اجتناب می کنيد ؟

ــ آيا لحن قاطع و صريحی داريد؟ آيا زير و بم صدايتان را برای جلب توجه شاگردان تغيير می دهيد ؟

ــ آيا در کلاس طوری می ايستيد که بتوانيد همه کلاس را زير نظر داشته باشيد؟

ــ آيا با شاگردانتان ارتباط کامل چشمی بر قرار می کنيد تا :

         الف) آنها را با درس درگير کنيد

         ب) مطمئن شويد که دارند کارشان را انجام می دهند و شيطنت     و شلوغی نمی کنند .

ــ  آيا از تکان دادن بيش از حد تنه و دست هايتان اجتناب می کنيد ؟( اين کار موجب می شود حواس شاگردان پرت شود . )

ــ آيا به شاگردان لبخند می زنيد ؟

ــ آيا خصوصيات آزار دهنده ای مثل بازی کردن با موهايتان ، مشت کردن دست در شلوارتان و غيره داريد؟

 ــ آيا اين حس را در شاگرد ايجاد می کنيد که نسبت به آنچه می گوييد از نظر علمی اشراف داريد ؟

ــ و آيا حوصله شاگردان را سر می بريد ؟

    اين که افراد چقدر سريع در باره ديگران به قضاوت می پردازند هميشه مرا متعجب می کند . من به عنوان معلم جامعه شناسی هميشه به جريان دسته بندی کردن در مدرسه علاقمند بوده ام و بخش عمده ای از مطالعات من نيز در مورد دسته بندی هايی بوده است که معلمين از شاگردان کرده اند .در عين حال ، تفحص در راه و روش دانش آموزان در دسته بندی معلم هايشان به همان اندازه اهميت دارد .در بحثی که اخيرا با شاگردان خودم در کلاس دهم داشتم از آنها پرسيدم که چقدر طول می کشد تا در باره معلم جديدشان به قضاوتی قطعی برسند . پاسخ های آنها تکان دهنده بود . عمده شاگردان در اين کلاس ها فقط بين سه تا ده دقيقه برای اين کار وقت لازم داشتند . و وقتی از آنها پرسيدم که آيا ممکن است در آينده اين قضاوت تغيير کند تعداد اندکی از آنها گفتند در آينده احتمال تغيير قابل توجهی در قضاوتشان وجود دارد . اگر چه اين مثال تجربی و غير علمی است ، می توان دريافت که تاثير مثبت بر شاگردان در همان اول کار چقدر اهميت دارد .

اگرچند سالی در يک مدرسه بمانيد مسلما راحت تر می توانيد از عهده مرحله تثبيت برآييد . شهرت معلمينی که خوب خود را تثبيت کرده اند اغلب از خودشان جلوتر حرکت می کند . بنابراين ، ارزش آن دارد که در سالهای اول کارتان در مدرسه برای اين مرحله کار بيشتری انجام دهيد . با اين حال ،با رفتن به مدرسه ديگر انتقال نتيجه اين زحمات چندان آسان نخواهد بود . wragg توضيح می دهد که چگونه حتی معلمين مجرب از اين که تثبيت اقتدار ، ضوابط و قوانين شان در مدرسه جديد مشکل می شود ابراز شگفتی می کنند .در اين جا لازم است با معلمين رزرو همدلی کنيم ، چرا که آنها در طول دوره کاری شان ( اولين برخورد ) های زيادی را تجربه می کنند . اين اولين برخوردها اغلب تجربه های دردناکی هستند و معلمين آرزوی فراموش کردنشان را دارند .من با اين نظر wragg موافقم که اين برخوردهای اول برای معلمين امری شخصی است و تعجبی ندارد که در مورد اين خصوصی ترين دقايق آغازين برخورد معلم و شاگرد تحقيق چندانی صورت نگرفته باشد .

     از دير باز بر اين باور بوده ام که مقدار توانايی معلم در درک و کنترل احساساتش در اولين برخورد با شاگردان ، رابطه مستقيمی با کيفيت روابط آينده آنها خواهد داشت . اين امر می تواند تاثيرات مستقيمی بر کيفيت اداره کلاس و نظم آن داشته باشد . با توجه به اين ديدگاه از معلمينی که سوابق تدريس مختلفی داشتند خواستم احساسشان را قبل از مواجهه با کلاس های جديد در آغاز سال تحصيلی توضيح دهند . گزيده ای از اين پاسخ ها در زير آمده است .

                             

       اولين پاسخ را کسی داده که شش سال رئيس توانمند يک گروه درسی بوده و بسيار صادقانه احساسش را قبل از شروع اولين جلسه کلاس توضيح داده است :

      هميشه در آغاز سال تحصيلی بسيار نگران هستم ، می ترسم که شاگردان قابل کنترل نباشند و مجبور شوم  که در طول سال با آنها کشمکش  داشته باشم . البته اين اتفاق هرگز نمی افتد ،اما همين حس مرا بر می انگيزد که در کلاس هايم تا حد امکان ضابطه مند و مقرراتی باشم . در کلاس نه بر محتوای دروس بلکه بر ضوابط و مقررات به عنوان اولويت نخست درس تاکيد می کنم تا اطمينان حاصل کنم که شاگردان و هم من می دانيم که هر کدام در چه جايگاهی قرار داريم . 

       شايد خوانندگان از خواندن پاسخ بعدی نيز که معاون گروه داده است ، متعجب شوند . وی مردی بسيار لايق و مورد احترام است و ۲۴ سال تجربه دارد :

      می دانم که در شب قبل از آغاز سال تحصيلی بد خواهم خوابيد . هر ساعت از خواب می پرم و با وجود آن که می دانم شب قبل همه چيز را آماده کرده ام صبح زود پا می شوم و مثل ايام بيماری ، به زور چيزی می خورم . وقتی به مدرسه می رسم احساس می کنم که حالم بد تر شده است . وارد کلاس که می شوم دهانم خشک می شود . جلسات اول هرگز نمی نشينم . تصورم بر اين است که بايد ترسناک جلوه کنم و چون کوتاه قد هستم ، فکر می کنم وقتی آنها نشسته اند و من ايستاده ام بين مان تمايزی ايجاد خواهد شد . وقتی شاگردان وارد کلاس می شوند دقيقا آنها را ورانداز می کنم و در اولين فرصت به آنها می گويم که چه وسايلی بايد با خود داشته باشند و همين طور در باره رفتاری که از آنها انتظار دارم صحبت می کنم . سعی می کنم آنها را وادار کنم که در باره ضرورت وجود ضوابط در کلاس سخن بگويند و شايد هم خودم در اين زمينه مفصلا صحبت کنم . کابوس من هميشه اين است که مبادا روز اول مدرسه دير برسم يا اين که شاگردانم در روز اول معلم نداشته باشند . در پايان روز اول واقعا خسته می شوم . انرژی عصبی يک ماه را در همان روز اول مصرف می کنم .

    دانش جويان و معلمين تازه کار ، از پاسخ بعدی جرئتی پيدا خواهند کرد . اين پاسخ را معلم ارشد ،مورد احترام و بسيار موفقی با ۲۵ سال سابقه تدريس داده است . با اين همه ، خيلی راحت نقاط ضعف خود را به رشته تحرير در می آورد : 

       روز قبل از شروع سال تحصيلی واقعا عصبی هستم . شب قبل از آن هرگز نمی خوابم ( آن هم بعد از ۲۵ سال ) . فردا که کار شروع می شود اعتماد به نفس ندارم . هميشه سعی می کنم که جلو در ورودی مدرسه بايستم و بچه ها را به هنگام ورود به مدرسه ببينم تا شايد جريان کار برايم عادی شود . وقتی اولين بار با شاگردانم در کلاس مواجه می شوم ٬ نگرانی و عدم اطمينان وجودم را فرا می گيرد . هميشه در مورد روش کارم در کلاس و انتظاراتی که از آنان دارم  صحبت می کنم . در اين ميان کمی هم رياضی به کار می گيرم تا بتوانم فرصت پيدا کنم که نام آنان را هر چه سريع تر ياد بگيرم . اين رياضی چيز خيلی سختی نيست ، چيزی است که آنها بتوانند از عهده اش بربيايند و با اشتياق بيشتری منتظر جلسه بعد باشند .

 

   آخرين پاسخ از آن معلمی است که تجربه زيادی دارد و همه در مورد او نظر مساعدی دارند ، به طوری که بسياری از کارکنان در مورد مسايل تدريس خود از وی راهنمايی و مشاوره می خواهند :

     هميشه ، حتی پس از اين همه سال ٬ گرفتن يک کلاس جديد تجربه ای نگران کننده است .... دوباره شروع شد . دوباره بايد مطمئن شد که شاگردان می دانند که من کيستم و چه جايگاهی دارم . هرگز در کلاسی آرام نخواهم بود ، مگر آن که اطمينان پيدا کنم که از عهده آن کلاس بر می آيم . هر بار که در کلاس وقت اضافه بياورم و کلاس را زودتر تعطيل کنم ٬ در می يابم که باز در مورد محاسبه زمان لازم برای اين که شاگردان نکات درس را فرا بگيرند اشتباه کرده ام . البته اين اتفاقی است که پيش می آيد ، چرا که ارزيابی سرعت يادگيری شاگردان ، بسته به گروه دانش آموزان ٬ ممکن است خيلی هم طول بکشد . هنوز قبل از شروع کلاس دلشوره دارم . همان روز اول روش کار و ضوابط کلاس را توضيح می دهم و مکررا در روزهای بعد آنها را گوشزد می کنم . 

        معلمين تازه کار چه چيزی را بايد از اين گفته ها دريابند ؟ اول از همه اين که پذيرش ضعف ها اهميت دارد . توجه داريد که کارکنانی که از نظر ديگران اعتماد به نفس بالايی دارند و به نظر می رسد که بر کار خود تسلط دارند ، در درون خود چنين احساسی را ندارند . به خاطر همين اعتبارشان است که از آنها خواسته ام که احساساتشان را با شما در ميان بگذارند . موکدا به شما توصيه می کنم که تجارب ، نگرانی ها و ضعف های خود را چه به طور رسمی با معلم راهنمايتان و چه به طور خودمانی با همکارانتان در ميان بگذاريد . با اين کار در می يابيد که تنها نيستيد و اميد است که کمتر احساس انزوا بکنيد .

      با اين همه ، صرفا درک احساساتتان به خودی خود کافی نيست . نکته مشترک در بين همه کسانی که پاسخ هايشان را در بالا آوردیم اين است که آنها علی رغم احساس عدم کفايت و امنيت ،سعی می کردند که با اين احساسات برخورد کنند ، چرا که می دانستند کوتاهی در انجام کار موجب از دست رفتن نظم و کنترل کلاس می شود . آنها اين قدر تجربه داشتند که بدانند اين احساسات قابل کنترل و موقتی هستند ،و حداکثر تا پايان اين سال تحصيلی ادامه خواهند يافت . لذا ارزشمند است که خود را کاملا آماده کنيد و محکم و استوار بکوشيد آنها را عقب برانيد .

       خوب ، وقتی با کلاس جديدی مواجه می شويد چه بايد بکنيد ؟ مسلما کار را بايد به گونه ای شروع کرد که تا پايان سال ادامه يابد . بايد ژست های مثبت اختيار کنيد و لحن مطمئن به کلامتان بدهيد و انتظارات خود را روشن و صريح به شاگردان بگوييد . اين موضوعات را در بخش دوم با جزئيات بيشتر بحث خواهيم کرد . اين نکته مهم را بايد در نظر داشته باشيد که نبايد وارد کلاس شويد و يکباره فهرستی از انتظارات خود را برای شاگردان صادر کنيد بی آنکه منطقی را که در پس اين انتظارات نهفته است برايشان توضيح دهيد . سعی کنيد اين نکته را به آنها تفهيم کنيد که فرآيند ياددهی - يادگيری عمدتا بر مبنای مشارکت است و طرفين بايد برای دستيابی به موفقيت با هم ( بده - بستان ) داشته باشند . مفهوم حقوق و وظيفه را برايشان روشن کنيد . 

      در صفحه بعد قرار داد  ( حقوق و  وظايف ) را که من با شاگردانم می بندم آورده ام . اين قرارداد را ابتدا با اورهد برای بچه ها در کلاس نشان می دهم . سپس به هر کدام نسخه ای از آن را می دهم که آن را امضا کنند و در طول سال هميشه با خود داشته باشند . لازم است که در طی سال تحصيلی مرتبا به اين قرار داد مراجعه و نکات آن را به شاگردان يادآوری کنيم .

       پس از آن که ارزش کار گروهی را برای شاگردان توضيح دادم ، به اين نکته می پردازم که اين معلم است که کنترل کننده فرآيند يادگيری - ياددهی است لذا پذيرش اصول زير برای شاگرد و معلم ضروری است :

ــ معلم می تواند جای نشستن شاگرد را تغيير دهد  ؛

ــ معلم بايد نام تک تک شاگردان را بداند ؛

ــ به هنگام لزوم شاگردان بايد کاملا به مطالب توجه کنند ؛

ــ هيج گونه مزاحمتی برای کلاس پذيرفتنی نيست ؛

ــ بين معلم و شاگرد بايد احترام متقابل برقرار باشد ؛

ــ هر شاگرد بايد احساس کند که وجودش ارزشمند است و در فرآيند يادگيری کاملا لازم است ؛

ــ و برای دستبابی به اين اهداف تعيين مقررات و ضوابط در کلاس ضروری است . 

      

          

 

                                     قرار داد معلم - شاگرد

 

   من چه انتظاراتی از شما دارم ؟

۱-انتظار دارم با من و ديگر شاگردان با ادب و احترام رفتار کنيد .

۲- انتظار دارم هر وقت که از شما بخواهم نهايت توجه را به گفته هايم نشان دهيد . اين کار به يادگيری شما کمک می کند .

۳- انتظار دارم با خودتان صادق باشيد و هر گاه که اشتباه کرديد آن را بپذيريد ( اين کار بخشی از فرآيند يادگيری است ) .

۴- انتظار دارم تکاليفتان را سر موعد تحويل دهيد . ( اين امر به من کمک می کند تا بتوانم به شما کمک کنم ) .

۵- انتظار دارم که هميشه حداکثر تلاشتان را بکنيد . خيلی مهم است که بتوانيد در پايان سال تحصيلی با غرور به عملکرد خود در سالی که گذشت نگاه کنيد .

۶- انتظار دارم که در صورت عدم رعايت موارد بالا ٬ عواقب زير را بپذيريد :

ــ به طور خصوصی با شما صحبت خواهم کرد .

ــ اگر ادامه دهيد ٬ به عنوان تنبيه شما را از کلاس اخراج خواهم کرد .

ــ با مدير مدرسه صحبت خواهم کرد .

ــ با پدر و مادرتان تماس خواهم گرفت .

      با اين حال فرآيند ياددهی - يادگيری امری مشترک است و لذا شما هم حق داريد چيزهايی از من انتظار داشته باشيد :

۱- می توانيد انتظار داشته باشيد که با شما مودبانه رفتار کنم و حتی وقتی  شما را شديدا مواخذه می کنم احترامتان را نگه دارم .

۲- می توانيد انتظار داشته باشيد که من همه تلاشم را برای کمک به پيشرفتتان يا حل مشکلاتتان به کار بندم .

۳- می توانيد انتظار داشته باشيد که تکاليف و کارهای شما را منظما بررسی کنم و نظرات سازنده ای در مورد آنها به شما انتقال دهم .

۴- می توانيد انتظار داشته باشيد که هر گاه اشتباهی بکنم ، از شما عذر خواهی کنم .

۵- می توانيد انتظار داشته باشيد که با شما در صورت بروز رفتار خطا و خلاف ادب ، با رعايت عدالت و انصاف بر خورد کنم .

 

امضا معلم                                امضا دانش آموز

4

 

چرا وجود ضوابط و روش کار مشخص برای دانش آموزان ضروری است ؟

       در متون موجود در باره عملکرد مغز آمده است که بخش تحتانی آن مسئول اعمال حياتی انسان است .هنگام ترس اين بخش از مغز فعال می شود ، و اگر قرار است که يادگيری واقعی صورت گيرد بايد اين بخش از مغز در آرامش به سر برد . از آنجا که يکی از موانع يادگيری در شاگردان احساس ترس و عدم امنيت است ، بيان روشن ضوابط ، مقررات و انتظارات و نيز برخوردهای به دور از از تبعيض و ثبات در روش کار نقش اساسی در کاهش حس عدم امنيت در ميان شاگردان دارد .

     بر خلاف مقاومتی که بسياری از نوجوانان در برابر ضوابط و مقررات از خود نشان می دهند ، معتقدم که بخش عمده ای از آنان به طور ناخود آگاه در دروس خود خواهان وجود مرزبندی و چارچوب های مشخص هستند . به اجرا در آوردن اين معيارها به طور مستمر مطمئنا مانع بروز رفتارهای آزارنده ٬ غير اجتماعی و مخربی می شود که در ياددهی و يادگيری مطلوب اختلال ايجاد می کنند . لذا ارزشمند خواهد بود که وقت زيادی صرف تفکر در مورد ضوابط مورد نياز کلاستان کنيد .

      برای نمونه ، برای هر يک از مراحل تدريس زير چه ضوابط مشخص و تعريف شده ای در ذهن داريد :

ــ وقتی داريد حضور و غياب می کنيد .

ــ وقتی شاگردان در گروههای کوچک با هم کار می کنند .

ــ وقتی همه کلاس در مورد موضوعی واحد بحث می کنند .

ــ وقتی شاگردان امتحان می دهند .

ــ وقتی شاگردان کنفرانس می دهند .

ــ وقتی شاگردان وارد کلاس و يا از آن خارج می شوند .

ــ وقتی شاگردان فعاليتی را تمام می کنند و به سراغ فعاليتی ديگر می روند .

ــ وقتی شاگردان کارهای فردی خود را انجام می دهند .

ــ وقتی شاگردان رفع اشکال می کنند .

ــ يا وقتی که داريد در جلو کلاس درسی را مستقيما ارايه می کنيد .

                  

        در زير مثال هايی از مقرراتی را آوردم که من در کلاس هايم اعمال می کنم . البته به ياد داشته باشيد که صرفا اخذ مقررات  ديگران و استفاده از آن در کلاس هايتان هميشه کار آمد نخواهد بود . بايد هويت خودتان را به سيستم اداره کلاس بدهيد .

5

وقت حضور و غياب

     مرحله اول :خوب ببينيم که آيا امروز همه حاضر هستند ؟ با اين جمله به شاگردان هشدار می دهم که انتظارم اين است که ساکت باشند و در ضمن صحبت شان را تمام کنند .

    مرحله دوم : به همه کلاس نظری می اندازم تا مطمئن شوم شاگردان همه رو به من نشسته اند .

   مرحله سوم : نام شاگردان را يکی يکی می خوانم .

   مرحله چهارم : تذکراتی که مسئولين مدرسه داده اند را به بچه ها می گويم . 

   مرحله پنجم : به بچه ها اجازه می دهم آزام صحبت کنند .

 

6

     

وقتی شاگردان به کلاس وارد می شوند                                           

   مرحله اول :آرام وارد کلاس شويد . ( در مورد خواسته هايتان دقيق باشيد . از به کار بردن عباراتی مثل ؛درست رفتار کنيد ؛ اجتاب کنيد )         

   مرحله دوم : کتب و وسايل را روی ميزتان بگذاريد .                   

   مرحله سوم : بنشينيد و آماده درس باشيد .                           

          مرحله چهارم : کارهايی را که روی تخته سياه از شما خواسته شده انجام دهيد .                                                                           

       

          معلمين نه تنها بايد در مورد قوانين و ضوابط کارشان در کلاس صراحت و قاطعيت داشته باشند ،بلکه بايد به شاگردان تفهيم کنند که دقيقا در اين مورد چه انتظاری از آنها دارند و چرا چنين ضوابطی بايد در کار باشد . در موارد بالا ، دليل اوليه اجرای اين ضوابط آن است که يادگيری به طور موثر و با حد اکثر سرعت ممکن اتفاق بيفتد .                                           

        نکته ديگر اين که وقتی با دانشجويان ، معلمين جديدالاستخدام و حتی با معلمين با تجربه در باره روش کار و ضوابط کلاس صحبت می کنم ،تقريبا همه می گويند که اين موارد را برای شاگردان نمی نويسند .اما نبايد فراموش کرد که دانش آموزان بيشتر از طريق ديدن ياد می گيرند تا             شنيدن .به اين دليل اگر می خواهيد ضوابط و روش کار شما را ياد بگيرند ، بايد چيزی در جلو چشم آنها بنويسيد . علاوه بر اين نسخه نوشتاری ، می توانيد با تصاويری که روی ديوارهای کلاس می چسبانيد اين يادگيری را تقويت کنيد . می توانيد مثلا روش ها و ضوابط خود را با کلاس به بحث بگذاريد و از شاگردان بخواهيد برای هر کدام تصاوير و فلوچارت هايی مشابه شماره ۱ بکشند و در کلاس نمايش دهند . اين کار به آنها اين حس را می دهد که در روند کار دارای سهمی هستند و اين حس برای پيشبرد مقاصد آموزشی بسيار مهم و حياتی است .                                             

       اگر ادعا کنم که هميشه روش های من در نهايت کمال و موفقيت به اجرا در می آيند ،دروغ بزرگی گفته ام . در سال جاری بعضی کلاس های پر مشکل داشته ام که در آنها هميشه امور آن گونه که پيش بينی می شده ، نبوده است . با اين حال سخت تلاش کرده ام که در اعمال روش و ضوابط خود با ثبات عمل کنم . جالب اين که در اين گونه کلاس ها نسبت به کلاس هايی که در صورت مواجهه با مشکل در همان ابتدای کار اجرای روش خود را کنار می گذاشتم موفقيت بيشتری داشته ام . اين را هم در نظر داشته باشيد که شاگردان هميشه شما را محک می زنند تا بدانند تا چه حد در کارتان جدی هستيد .برای اين که اين روش ها و اجرای آن ها برای شاگردان عادی بشود لازم است که مجازات های درجه بندی شده ای را به منظور تحکيم اين روش ها در نظر بگيريد . و بسيار ضروری است که شاگردان از قبل دقيقا بدانند که اين مجازات ها چيستند . مثلا اين مجازات ها می توانند به صورت زير باشند :                                                                  

       اولين خطا : تذکر                                                      

      دومين خطا : مواخذه و در خواست ارايه توضيح از شاگرد       

      سومين خطا : اخراج از کلاس                                       

      چهارمين خطا : تماس با والدين                                     

 

        اين نکته نيز ضروری است که بايد مدام کنترل کنيد که آيا شاگردان روش و ضوابط شما را درک کرده اند و هنوز آنها را به خاطر دارند ؟ نبايد تصور تان بر اين باشد که با يک بار گفتن ، آنها به طور خودکار هميشه همه چيز را به خاطر خواهند داشت . بايد به طور جدی در زمينه کار کنيد   . در پرسش هايی که از معلمين جديدالاستخدام در دوره های ابتدايی در پايان اولين        سال تدريس شان به عمل آمده ،بسياری از آنها آرزو کرده اند که ای کاش در اجرای ضوابط و اعمال روش هايشان جديت بيشتری به خرج داده بودند . در زير بعضی از اين پاسخ ها آمده است .                                            

 

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

کنترل کلاس

7

 

در مورد روش ها و ضوابط چه بايد می کردم :

 

 

معلم الف :

 

       در اولين سال تدريس بايد در مورد تنبيه جدی تر می بودم . بايد کار شاگردانی که تکاليفشان را سر موعد تحويل نمی دادند جدی تر پی گيری می کردم .بايد فهرستی از تکاليف عقب افتاده را تهيه می کردم . در صورت تکرار ، تنبيهی در نظر می گرفتم . بايد بی نظمی های مکرر و گم کردن کتاب و وسايل را جدی تر مجازات می کردم . بايد با خانواده ها مکاتبات بيشتری می داشتم و کارت های آفرين بيشتری برای تشويق شاگردان و تعيين سطح آنها می دادم . بايد در مورد دير آمدن ها و لباس فرم سخت گيری بيشتری می کردم به ويژه در مورد کفش ورزشی .

      راستش من آن قدر درگير خوب درس دادن بودم که ديگر آگاهانه به ضوابط حاکم بر کلاس نمی پرداختم . اداره کلاس بيشتر به شيوه طبيعی و غريزی انجام می شد . ضابطه و روش برای اعمال کنترل همه جانبه بر شاگردان راه خوبی است ، اما به موازات آن شاگردان نياز به نوعی ثبات دارند . آنها به ضوابط و رهنمودهايی در زندگی روزمره نياز دارند ،به ويژه اگر اين ها را در خانه نياموخته باشند . اما قويا معتقدم که قوانين و روش های مورد استفاده در کلاس در قالب های سخت ريخته شوند . با شکستن و تغيير الگوها و روش های روزمره  و عادی تدريس ، می توان در کلاس تنوع و هيجان سالمی ايجاد کرد . بی ترديد تغيير در روش ، راه خوبی برای آماده نگه داشتن شاگردان و تهييج و تشويق آنها به انجام امور مورد نظر است . اگر چه ثبات روش اهميت خود را دارد ، اما نبايد خود را در چارچوب آن حبس کنید . اگر ديديد از روشی خسته شده ايد ، يقين داشته باشيد که بچه ها هم چنين اند .

 

 

معلم ب :

 

       قوانين و روش ها مانند ستون فقراتی می مانند که هر درسی بدان نياز دارد .

 

 

معلم ج :

 

       در آغاز اولين سال تدريس بسيار نگران بودم که بتوانم تاثير درستی بر شاگردانم بگذارم و اطمينان يابم که آنها می دانند که من کنترل کلاس را در دست دارم . در تعطيلات تابستان ، همان گونه که در دانشگاه ياد گرفته بودم ، ضوابط و قوانين کلاسم را نوشته بودم . وقتی که مدارس باز شدند ،من ده قانون طلايی برای هر کلاس اعلام کردم . در تئوری اين کار بزرگی بود . اما در عمل ،ده قانون خيلی زياد از آب در آمد و شاگردان نمی توانستند آنها را در خاطر خود نگه دارند . امسال تابستان اين قوانين را دوباره نوشتم . حالا فقط سه جمله ساده و صريح هستند که همه دانش آموزان می توانند آنها را به ياد بياورند و بفهمند . سال گذشته خيلی نگران بودم ، انتظار داشتم که همه شاگردان کاملا درست رفتار کنند . حال با تجربه و احساس اطمينان بيشتری که پيدا کرده ام معتقدم که در مورد بعضی از شاگردان قوانين بايد کمی انعطاف پذير باشند تا بتوان با آنها روابط مثبت و کار آمدتری برقرار کرد . دو سال طول کشيد تا من اين مطلب را دريابم و اين چيزی نيست که در مراکز تربيت معلم به شما بگويند . فکر می کنم اين تجربه از من معلم بهتری ساخته است .

 

 

معلم د :

 

      در سال اول تدريس ،در شروع سال تحصيلی ضوابط و قوانين کلاس را خيلی روشن برای شاگردانم بيان کردم . اما در طی سال اين قوانين را به شاگردان يادآوری نمی کردم . صرفا انتظار داشتم که آنها اين قوانين را به ياد داشته باشند و به آن عمل کنند .هر وقت هم که يادشان نمی آمد ، عصبانی می شدم . امسال در شروع هر کار انتظاراتم را مکررا به آنها يادآوری می کردم تا بدانند چه بايد بکنند . پارسال فکر می کردم که وقت کافی برای اين کار ندارم ، چرا که بايد مطالب زيادی تدريس می کردم . امسال دريافتم که يادآوری اين قوانين در واقع موجب صرفه جويی در وقت می شود ، چرا که وقت کمتری صرف تاديب شاگردانی می کردم که کارهای ناشايست در کلاس می کنند . وضعيت فعلی عالی نيست ، ولی باز از پارسال بهتر است .  

 

معلم ذ :

     در اولين هفته مدرسه وقت زيادی صرف مرور قوانين اصلی کلاس می کردم . شاگردانم بيشتر اين قوانين را می پذيرفتند و من اطمينان پيدا می کردم که اين قوانين برای آنها کاملا روشن و واضح هستند . بعد از اين ، فرض من اين بود که شاگردان آنها را هميشه به ياد دارند و اجرا می کنند . اما اگر يادآوری مداوم در کار نبود ، به زودی همه چيز فراموش می شد و من خودم را دوباره در پله اول می ديدم . توصيه من اين است که در ابتدای سال قوانين خود را تعيين کنیم و بعد در طی سال در هر فرصتی آنها را يادآوری کنيم . مثلا قبل از تماشای فيلم به بچه ها قانون نشستن را يادآوری کنيم يا قبل از بحث کلاسی از بچه ها بپرسيم که آيا يادشان هست که بايد طوری صحبت کنند که همه کلاس حرف هايشان را بشنوند ؟

 

معلم ر : 

        اشتباه من اين بود که مجموعه روشنی از قوانين را در شروع سال تحصيلی در کلاسم طرح نکردم و از اين بابت هنوز رنج می برم . وقتی هم که خواستم اين قوانين را در کلاس طرح و اعمال کنم ، ديدم که فهرستی بلند بالا و ده قسمتی شده است . حال فکر می کنم که نبايد بيش از چهار يا پنج مورد باشند .

 

     

        بايد بدانيد که نمونه های اين تحقيق معلمين بسيار توانمندی بوده اند که همواره به انديشه تثبيت قوانين و روش ها در کلاس هايشان ملتزم بوده اند . کوتاهيشان در آن بوده است که وقت وزحمت کافی صرف تقويت و يادآوری اين کار نکرده اند . همچنين شما را به نکات جالبی که معلمين الف و ب در مورد ضرورت انعطاف پذيری مطرح کرده اند توجه می دهم .قوانين و روش ها برای آن هستند که در کلاس نظمی برقرار شود که امر يادگيری را تسهيل کنند . اگر چنين کاری رخ ندهد ٬ لاجرم بايد روش را تغيير داد ، هر چند نبايد آنها را به کلی کنار گذاشت . قبلا هم تذکر داده بودم که لازم است نوعی تسلط در اجرای قوانين و اعمال روش ها به دست آورد . معلمين ب  و  ر  نوشته اند که بنا بر آموزشی که ديده بودند تا ده قانون در کلاس هايشان اعمال می کرده اند . همان گونه که خودشان پذيرفته اند ٬ اين کار موثر نبوده است و دريافته اند که بايد اين تعداد به سه يا چهار قانون کاهش يابد . معلمين بايد خود در اين مورد به راه حلی برسند ٬ اما موضوع مهم اين است که معلمين به قاعده ای معتی دار در کلاس داری دست يابند که با شخصيت و شيوه  تدريس آنها تناسب داشته باشد . در هر صورت ، مهمترين عامل به ياد داشتن اين نکته است که قوانين را بايد به طور مستمر يادآوری و تقويت کرد . البته اين کار آسانی نيست .

 جالب اين است که بسياری از معلمين ضوابط و قوانين خود را تا نيمه های سال سخت در کلاس حفظ می کنند و بعد خسته می شوند و در کنترل کلاس آسانگير می شوند.خيلی ها هم زودتر از اين در مورد ضوابط و قوانين کوتاه می آيند . سه چهار هفته که از سال تحصيلی گذشت ، خوشحال از اين که آن بی نظمی که انتظارش می رفت بروز نکرده سخت گيری ها را رها ميکنند و در مورد يادآوری روش ها نيز ديگر تلاشی نمی کنند . چيزی که آنها در تشخيص آن کوتاهی کرده اند ( ماه عسلی ) است که در بيشتر کلاس ها بعد از سه چهار هفته اول اتفاق می افتد . اگر چه معلمين مجرب می توانند هر وقت احساس کنند که کلاس دارد از کنترل خارج می شود دوباره کنترل خود را تثبيت کنند ، اما اين کار برای معلمين کم تجربه بسيار سخت تر خواهد بود .

          معلمينی که در ابتدای کارشان هستند سرمايه شهرت و تجربه ای ندارند که آنان را پشتيبانی کند و به ناچار در کنترل مجدد اوضاع ، کار بر آنها بسيار دشوارتر خواهد بود . معلمين  ( د )  و ( ر  ) در اولين سال کارشان درسی بسيار آموزنده فرا گرفته اند و اکنون بايد در پی آن باشند که به نحوی اين مسئله را برای خود حل کنند . روشن است که چگونگی انجام اين کار  به فرد بستگی دارد و من تنها می توانم کاری را که برای من موثر بوده مطرح کنم . مثلا اگر از نحوه ورود به کلاس شاگردانم راضی نباشم ، بعد از زنگ کلاس ، آنها  را نگه دارم و انتظاراتم را به آنها گوشزد کنم . در مورد شاگردان کوچک تر بعضی وقت ها اين کار را با پرسش از قوانين کلاس انجام می دهم . اگر چند دقيقه ای فرصت اضافی داشته باشيد ، قبل از آن که بچه ها به درس ديگری بپردازند ، می توانيد در مورد انتظاراتتان از کلاس برايشان صحبت کنيد . نکته اين کار اين است که با تذکر مداوم قواعد و روش تان شاگردان را به معيارها و ارزش های مورد نظرتان متمايل و مانوس کنيد چه به عنوان معلم جديدالاستخدام و چه به عنوان معلمی که به مدرسه تازه ای رفته ايد ، تلاش برای پذيرا کردن شاگردان کوچک تر نسبت به نحوه تفکرتان بسيار ضروری و ارزشمند است . ثمره اين کار را به ويژه زمانی خواهيد چيد که در آينده با اين شاگردان برخوردهای بيشتری داشته باشيد .

 

ارايه دستورالعمل به کلاس

      دادن دستورالعمل به شاگردان آن گونه که در ابتدای امر به نظر می رسد چندان هم ساده نيست . ديديم که معلمين بسياری در ارايه آنچه که به نظر دستورالعمل های ساده ای هستند ناموفق بودند . به اعتقاد من اين موضوع به ژرف انديشی بسيار نياز دارد ، به ويژه در دروس عملی که در آن ها شاگردان آزادی عمل بيشتری دارند . می توانيد برای تعيين دستورالعمل های خاص به شاگردان از راهنمايی های زير بهره ببريد :

چند توصيه:

ــ دستورات ساده باشند .

        برای هر فعاليت کلاسی تعداد محدودی دستورالعمل انتخاب کنيد .

        دستورات مبهم مثل ( درست رفتار کنيد ) نياوريد .

ــ دستورات خود را به موارد زير محدود کنيد :

          می خواهيد شاگردانتان چگونه در فعاليتی شرکت کنند و چه نقشی            از آنها انتظار می رود .

         انتظار داريد شاگردانتان چه رفتاری داشته باشند تا آن فعاليت را           با موفقيت به  انجام  برسانند .

      نمونه ای از مجموعه دستورالعمل هايی که برای امتحان به شاگردان داده می شود در زير آمده است :

۱- دلايل اساسی دستورالعمل هل را توضيح دهيد :

      روز شنبه امتحان داريد . در اول کلاس در مورد امتحان شما را راهنمايی خواهم کرد . بسيار ضروری است که به وقت ، اين راهنمايی ها را دنبال کنيد تا بتوانيد خوب امتحان بدهيد و موفق شويد .

۲- با سوال کردن بچه ها را درگير کنيد .

        اگر شاگردان را در بحثی که منطقا به آنها مربوط می شود دخالت           دهيد با آمادگی بيشتری دستورات را اجرا خواهند کرد :

        اگر وقت زيادی صرف آماده شدن برای امتحان کنيم چه می شود ؟ چه عواقبی در انتظار شاگردی خواهد بود که وسايل لازم را با خود نياورده است ؟

۳- دستورات خاص امتحان را بيان کنيد .

        حال وقت آن است که دستورالعمل هايی را که خاص امتحان است و پيروی از آنها مورد انتظار است ياد دهيد . خاطر نشان کنيد که وقتی همه دستورالعمل ها را اجرا کنند ، همه شاگردان امکان موفقيت خواهند داشت .

به جز يک خودکار چيزی روی ميز نباشد . 

صحبت نکنيد ، کسی از جايش بلند نشود .

تا وقتی که نگفته ام ، برگه ها به پشت روی ميزتان باشد .

وقتی که من گفتم شروع کنيد ، برگه ها را برگردانيد ، نام و تاريخ را روی آن بنويسيد و سوالات را به دقت بخوانيد .

وقتی آماده شديد ، شروع به نوشتن کنيد .

اگر سوالی داشتيد ، دستتان را بلند کنيد و تامن بالای سرتان بيايم ، صبر کنيد . وقتی که تمام کرديد پاسخ هايتان را کنترل کنيد . به جلو کلاس بياييد و برگه هايتان را تحويل دهيد . تا وقتی همه برگه ها جمع شوند می توانيد کتابی را در آوريد و آرام مطالعه کنيد .

         دوباره می خواهم به مفهوم  ( کنترل از راه پيش بينی ) برگردم . اين مطلب تا حدی شبيه قانون مورفی است که می گويد ( اگر کاری بتواند خراب شود ، خراب می شود ) دستورات منسجم ، روشن و معتبر می تواند احتمال بروز اشکال را در کلاستان کاهش دهد .

           مثال های زير نمونه هايی هستند که در آنها دستورات با شتاب و مبهم طرح شده اند يا نمونه هايی هستند که در آن اوضاع مطابق برنامه پيش نرفته است . مطمئنا اين نمونه ها حس همدلی را در بعضی از شما عميقا بر خواهد انگيخت .

 

معلم جديدالاستخدام انگليسی : 

        بچه های سال هفتم دوست دارند مرتب سوال کنند و بيشتر وقت ها اين کار مرا ديوانه می کند . اگر چه می توانم سوالات بعضا بی ربط آنها را تحمل کنم  مثل اينکه ( اسم کوچک شما چيست ؟ ) يا ( آيا در خانه گربه داريد ؟ ) اما آن روز برای آنها تکليفی تعيين کردم و بعد بی مقدمه آنچه را که از آنها می خواستم انجام دهند سريعا گفتم و آنها را به خال خود گذاشتم . ظرف چند ثانيه کلاس به هم ريخت . در ميان آن همه سر و صدا تنها چيزی که می شنيدم اين بود : ( آقا نفهميديم ، يعنی چه ؟ چه کار بايد بکنيم ؟ ) ای کاش می توانستم خونسرد بمانم و برايشان توضيح بدهم ، اما راستش را بخواهيد خودم هم نمی دانستم . دليلش هم اين بود که شب قبل مجبور بودم صد و شصت کارنامه را آماده کنم و وقت نداشتم طرح درس تهيه کنم .

 

معلم جديدالاستخدام علوم :

          داشتم بچه ها را برای انجام آزمايشی در مورد عدسی ها و فاصله کانونی آماده می کردم . کلاس تونايی بالايی داشت و به اين دليل توضيحات و دستورالعمل ها را شفاهی گفتم و بعد از آنها پرسيدم که آيا همگی فهميده اند . همه فهميده بودند . بنابراين ، به آنها اجازه دادم که کار را شروع کنند ، اما ظرف پنج دقيقه مجبور شدم کار را متوقف کنم . چون هيچکس آزمايش را درست انجام نمی داد . مجبور شدم به آنها طرز انجام آزمايش را عملا نشان دهم . عجب اشتباه احمقانه ای . دفعه ديگر ، ابتدا خودم آزمايش را انجام می دهم و از آنها می خواهم که آن را تکرار کنند .

 

معلم جديدالاستخدام انگليسی : 

         وقتی دستورالعمل ها به خوبی اجرا نمی شوند ، بدترين اتفاق آن است که خودتان آمادگی لازم را نداشته باشيد و لذا دستور انجام کاری را بدهيد که خودتان نيز تصور درستی از آن نداريد ، واقعا نمی دانيد که از شاگردان چه می خواهيد و بنابراين ، امکان هم ندارد که بچه ها بدانند که چه بايد بکنند . در اين حالت احساستان اين است که داريد از چيزی فرار می کنيد .

 

معلم جديدالاستخدام تربيت بدنی :

       به دليل ماهيت درس تربيت بدنی خطر حادثه و اتفاق زياد است . لذا وادار کردن شاگردان به آرام نشستن و گوش دادن اهميت دارد . در اين مورد خاص داشتم خلاصه بعضی نکات درسی را برای شاگردان دوره می کردم که گفتم : می شه اينقدر توپ هايتان را بالا پايين نکنيد . اين جور حرف ها شايد خنده دار باشد ولی يک مرتبه حال و هوای کلاس را عوض می کند ، شاگردان تمرکز خود را از دست می دهند و شروع به کارهای ناپخته و احمقانه می کنند . بعد از چنان خبط کلامی ، مترکز کردن بچه ها به درس کار خيلی مشکلی خواهد بود .

 

8

ايما و اشارات ، فنون کلامی و کنترل کلاس

      دربين معلمين اين حس وجود دارد که در بيست سال گذشته کنترل شاگردان و حفظ اقتدار معلمی به طور جدی دشوار شده است . احساس اين گروه از معلمين اين است که اگر شاگردان بخواهند مشت معلم را باز کنند ، عملا کار چندانی از او بر نمی آيد . بايد گفت اين حرف اگر در مورد بعضی صادق باشد قطعا در مورد همه معلمين درست نيست . چگونه است که شاگردان ، بعضی معلمين را جدی می گيرند اما بعض ديگر را نه ؟ چگونه است که بعضی معلمين نسبت به همکاران ديگرشان گله و شکايت کمتری از يک کلاس دارند ؟ در نظر من کار تدريس با تئاتر مشترکات زيادی دارد ٬ به طوری که در تدريس معلم نقش نويسنده ، بازيگر و منتقد را دارد . معلمين موفق کسانی هستند که دریافته اند ، بايد تمام توانايی های حرفه ای شان را به کار گيرند و کاملا روی هنر بازيگری شان در برخورد با موقعيت های کلاس سرمايه گذاری کنند .

 

استفاده از زبان تن 

      اغلب شاگردانم  از من می پرسند که مگر پشت سرم هم چشم دارم . واقعيت اين است که من فقط تلاش می کنم که برای هر چيزی که ممکن است در کلاس اتفاق بيفتد از قبل آمادگی داشته باشم .در مورد شاگردان مسئله دار ، هميشه از نوع سو رفتاری که ممکن است مرتکب شوند آگاه هستم . برای اين که اين تصور را از خودم در کلاس ايجاد کنم ، هميشه سعی می کنم که ژستی شق و رق و با ابهت بگيرم تا به دانش آموزان القا کنم که همه چيز را در کنترل دارم و از طرفی هم بتوانم بر کارهای بچه ها در کلاس نظارت کنم . برای االقای اين که اعتماد به نفس دارم و در موضع ضعف و دفاع نيستم سعی می کنم دست هايم از دو طرف بدنم آويخته باشد و حتی الامکان روی سينه ام حلقه نکنم .

 

طرزنشستن و ايستادن

              با طرز نشستن و ايستادن خود پيام های قوی به مخاطبين خود می فرستيد ،لذا توجه به يکی دو شگرد در اين زمينه به عنوان ابزاری برای کنترل کلاس بسيار ارزشمند است .در نشستن يا ايستادن قدرتی  نسبی نهفته است . در مدرسه ، که معمولا از بچه ها خواسته می شود بنشينند ، ايسادن در کنار آنها ايجاد اقتدار می کند .شما از کسی که نشسته بسيار بلندتريدو اين کوتاه بودن به منزله فرودست بودن تلقی می شود . همه جامعه شناسان در باره اهميت نمادها و نشانه های قدرت در کلاس سخن گفته اند . کار ساده ای مثل نشستن شما روی يک صندلی بزرگ می تواند در مورد توازن قوا در کلاس پيام نمادين خوبی باشد .

          سوم رياضي البرز

صميميت

              حال پس از ذکر اهميت استفاده از ژست های بدنی برای فاصله گرفتن از شاگردان ، می خواهم راهبرد متفاوتی را پيشنهاد کنم  . گاه يکی از بهترين شيوه های کنترل شاگردان ايجاد شرايطی است که بتوانيد به آنها نزديک شويد ، به طوری که يکی از آنها محسوب شويد . بعضی وقت ها خوب است از فرصتی استفاده کنيد و کمی با شاگردانتان بنشينيد . اين کار حس همپايه بودن را ايجاد می کند و لذا شاگردان می توانند مستقيما با شما تعامل بر قرار کنند . اگر برای رو در رو شدن با مخاطب کاملا بدن خود را بچرخانيد باعث می شويد گفتگويتان خودمانی و خصوصی تر بشود . هم چنين اين کار نشانه آن خواهد بود که کاملا به آنها توجه داريد و بيشتر علاقمند هستيد که در کار سهيم باشيد تا بر شاگردان تسلط داشته باشيد . ظرافت کار  اينجاست که همين تجربه سهيم شدن با شاگردان ( اگر عاقلانه به کار گرفته شود )روش بسيار موثری در کنترل کلاس خواهد بود . نتيجه اين که لازم است از هر دو شيوه کنترل آگاه باشيد و به تناسب از آنها استفاده کنيد .

 

ارتباط چشمی

         در سمت فعلی ام به عنوان مدرس مرکز آموزش نيروی انسانی کار معلمين زيادی را می بينم . يکی از کانون های اصلی اين مشاهدات ،سازمان دهی ، مديريت و نظم کلاس است . من نيز در ابتدای سال در باره اهميت کنترل تاکتيکی در کلاس برای معلمين صحبت می کنم و به ويژه از مزايای اعمال و استفاده مستمر از ضوابط و روش تدريس مشخص تعريف می کنم . با اين همه ، اين معلم ها شکوه دارند که در کلاس هميشه کارها مطابق طرح پيش بينی شده پيش نمی رود . اين نکته را هم خوب است ذکر کنم که اين معلمان هر آنچه را از ايشان خواسته بودم ، از جمله تبيين انتظاراتشان از کلاس و توضيح مقررات و ضوابط کلاس ٬ در ابتدای سال تحصيلی انجام می دادند . پس اشکال کار در کجاست ؟ چرا شاگردان همکاری نمی کنند ؟ به نظر من آنچه باعث ناکامی اين معلمين شده اکراه آنها از ايجاد ارتباط چشمی با شاگردان به هنگام بيان روش ها و قوانين کلاس بوده است .

         چرا اين موضوع اين قدر اهميت دارد ؟ بايد گفت علاوه برآن که لازم است که کلاس به طور دايم تحت نظر باشد تا هر نشانه ای دال بر حواس پرتی شاگردان يا تخطی از انجام وظائفشان دريافت شود ،ارتباط چشمی برای درگير کردن کامل همه دانش آموزانبا درس ضروری است . نگاه کردن به دانش آموزان به آرامی و با علاقه ،گفتگو ها را صميمی تر می کند و آها را با آنچه در درس می گذرد درگير می کند .اين کار تقريبا شبيه يک تعهد عاطفی و روان شناسانه است که زير پا گذاشتنش برای شاگردان خيلی دشوار خواهد بود . مگر پيشتر نياموخته ايم که روی برگرداندن از کسی که با ما ارتباط چشمی برقرار کرده بی ادبی است ؟ چشم ها سطح اعتماد به نفس شما را برملا می کنند . شاگردان از چشم های شما می خوانند که چقدر احساس اعتماد و امنيت می کنيد . احساس درونی شما هر چه باشد ، مطلقا ضروری است که بتوانيد هر وقت لازم باشد به داشتن اين حس اعتماد و امنيت تظاهر کنيد . نقل قول زير که از يک دانش آموز سال هشتم در مورد معلمش است بر اهميت ارتباط چشمی در انگيزش و کنترل شاگردان تاکيد می کند :

            آن گونه که او با آرامش و علاقه درس می داد و به چشمان تک تک شاگردان نگاه می کرد و بين شاگردان قدم می زد ، همه را مجذوب کرده بود .

صدا

        صدا به همراه ژست بدنی مناسب و ارتباط چشمی ، ابزار بسيار مهمی در کنترل جمعی است . خيلی ها فکر می کنند که فرياد زدن برسر شاگردان تنها راه کنترل اوضاع و نشان دادن نارضايتی است . اگر بگويم من هيچ گاه بر سر شاگردانم  فرياد نکشيده ام دروغ گفته ام . من اين کار را می کنم ،  اما در عين حال سعی می کنم که اين موارد را محدود به زمانی کنم که واقعا لازم باشد نکته ای را سريعا گوشزد کنم . در کل بايد از فرياد کشيدن اجتناب کرد ، چرا که فرياد کشيدن قبل از هر چيز به اين معنی است که فرد اوضاع را در کنترل خود ندارد . با اين حال ، صدايی هم که بيش از اندازه آرام است صلابت لازم را نخواهد داشت و شايد کسی بدان توجه نکند . به هنگام سخن گفتن با شاگردان سعی کنيد که لحن صدايتان محکم و از صلابت کافی برخوردار باشد . البته قبول دارم که انجام اين کار ساده نيست ٬ به خصوص وقتی اين حس صلابت در درون فرد وجود ندارد . اگر مبحثی از درس تمام می شود و بحثی جديد بايد آغاز شود ، برای نشان دادن اين امر لازم است که لحن صدايتان را تغيير دهيد . برای آنکه انتظاراتتان برآورده شود لازم است که از لحن صريح و قوی در تعيين تکاليف شاگردان استفاده کنيد . هر چند اين کار راحتی نيست ، اما می توانيد صدايتان را در کلاس ضبط کنيد تا از تاثيراتی که صدايتان ايجاد می کند آگاه شويد . 

           نقل قول زير از شاگرد ديگری ، اهميت لحن صدا را در انگيزش و کنترل شاگردان نشان می دهد :

           معلم بايد لحن صدای مختلفی داشته باشد تا موضوع را برای شاگردان جالب و هيجان انگيز کند ، بطوری که بچه ها از کسالت در کلاس خوابشان نبرد . معلم  ادبيات  من  در کلاس هفتم  وقتی چيزی را توضيح می داد يا چيزی را می خواند همه را به هيجان در می آورد .

ژست

          ژستی که به خود می گيريد اهميت و اعتبار گفته هايتان را مشخص می کند . حرکات  صريح  و  بی  پروا  اعتماد به نفس  و  صداقت  را  القا می کند .اما در عين حال اين حرکات نبايد غير عادی باشند ، چرا که شما را عصبی  جلوه  خواهد  داد . حرکاتی  که  به دست راست خود می دهيد می تواند برای تاکيد بر نکات درسی باشد و مخاطب را در جريان تدريس دخيل کند . مثلا کشيدن دست به طرف بدن می تواند گرمی و نيز خواست شما به شرکت  همه  بچه ها  را  در درس القا کند .وقتی پاها  را  روی  هم نمی اندازيد  و دست هايتان را روی سينه تان گره نمی زنيد و کمی هم به هنگام  صحبت  کردن  به  طرف جلو خم می شويد و به بچه ها نزديک تر می شويد  احساس صداقت و آرامش خود را به شاگردان انتقال می دهيد . هرگز ارزش يک لبخند را دست کم نگيريد . اگر لبخند بزنيد ، ارتباط چشمی مثبت و طولانی برقرار کنيد و دست هايتان را به هم حلقه نکنيد ، می توانيد حس صميميت را القا کنيد . روشن است که با ژست های ناساز ، پيام های معکوس را می فرستيد . اگر لب هايتان را به هم بفشاريد ، از ارتباط چشمی اجتناب کنيد ، سينه بگيريد و دست هايتان را گره کنيد ، اين حس القا می شود که در وضعيت دفاعی و ضعف قرار داريد .

         به نظر من بزرگترين متخصصين صاحب صلاحيت برای پاسخ به اين سوال که ( معلم خوب چگونه معلمی است )شاگردان هستند . قبلا ديديد که دو دانش آموز در اين زمينه چه احساسی داشتند . گفته های زير از آن گروهی از شاگردان سال هشتم است که به پرسشی در باب ژست های معلم ، و کار آمدی تدريس ، به سوال ما پاسخ داده اند . 

 

        معلم خوب به هنگام صحبت چنان با اعتماد و محکم می ايستد که در نظر شما فردی مقتدر جلوه کند . او وقتی با شما صحبت می کند و مستقيم در چشمانتان نگاه می کند ، باعث می شود پيامش قوی تر به شما منتقل شود .

 

       معلم خوب راست قامت در کلاس می ايستد و با اقتدار و اعتماد به نفس در کلاس قدم می زند و با شاگردان صحبت می کند . او هم  چنين می تواند به هر شاگرد چشم بدوزد تا با نگاهش به او بگويد : ( من اين جا هستم و هيچ کسی نبايد رفتار ناجور داشته باشد ) . صدای معلم بايد نرم و آرام باشد تا شاگردان بدانند او مهربان است . اما اگر بخواهد بگويد ( شلوغ کاری ممنوع )  باز هم بايد آرام تر باشد . اگر کار بدی کرده باشی آنچنان به تو چشم بدوزد که از کرده ات پشيمان شوی .

 

       معلم خوبی که من دارم در وسط کلاس با اعتماد به نفس می ايستد و همين باعث می شود که مقتدر به نظر برسد . ارتباط چشمی اش را با همه حفظ می کند و همين  کار  او  را  فردی جدی  جلوه  می دهد  که می خواهد تدريس کند ، نه اينکه صرفا پولی در بياورد . اگر کسی در کلاس صحبت کند يا تکاليفش را فراموش کرده باشد ، برسر او داد می کشد و نگاهی سرشار از غضب و عصبانيت به او می اندازد . همين باعث می شود که کلاس تحت کنترل باشد . صدايش بلند است و مطمئن ، به طوری که شاگردان می دانند که تا چه اندازه جدی است . انگار معلمينی که صدای ضعيف تری دارند اعتماد به نفس کمتری دارند و  به اين دليل شاگردان بيشتر مشکل ايجاد می کنند . معلم من برای تفهيم نکات درسی از ژست ها و حرکات بدنی متنوعی استفاده می کند ، اين کار در اداره کلاس هم به وی کمک می کند .

 

        وقتی اين معلم می خواهد در کلاس ما درس بدهد ، جلو می آيد و در وسط کلاس می ايستد . با اين کار اين پيام را می دهد که اعتماد به نفس دارد . هميشه ايستاده و با اطمينان تدريس می کند . بيشتر نگاهش به کل کلاس است ، ولی هر از گاهی به تک تک افراد هم نگاه می کند تا ببيند گفته هايش را فهميده اند يا خير . از چشم های باز و هوشيارش می شود فهميد که چقدر جدی است .

 

         معلم خوب ايستاده تدريس می کند نه اين که بنشيند . با اين کار نشان می دهد که با شاگردان در فعاليت درسی شان همراه است .يه علاوه ، معلم خوب کسی است که سرش را بالا می گيرد و به شما نگاه می کند ، نه اينکه در کل وقت کلاس اصلا به شاگردان نگاه نکند . حالات چهره معلم مهم است ، چرا که هر وقت کار بدی می کنيد از نحوه نگاه او اين  را  می فهميد  .  صدايش  هم  مهم است ، چرا که لحن آن به شما می گويد که وی در کارش جدی است .

 

          معلم خوب به هنگام ورود شاگردان ، داخل کلاس ايستاده است تا نشان دهد آماده تدريس است . وقتی که روی صحبتش با کل کلاس است سعی می کند در وسط کلاس بايستد تا همه را با درس درگير کند و سعی می کند با همه ارتباط چشمی برقرار کند . همين طور وقتی هم که با يک نفر کار می کند با او ارتباط چشمی خود را حفظ می کند . اگر عصبانی بشود ، به شما چشم می دوزد و سخت توبيختان می کند . وی طوری حرف می رند که معلوم شود از مسايل آسان نمی گذرد . علاوه بر اين ، معلم بايد از حرکات دست برای کمک به امر تدريس استفاده کند . ايستادن معلم نيز بايد پر ابهت و با شکوه باشد .

 

       معلم خوب کسی است که بتواند به موقع صدايش را کوتاه يا بلند کند و به آن لحن های مختلفی چون صميمی ، شاد و غيره بدهد .

        

       مطمئنا شما هم قبول داريد که نظرات اين شاگردان ۱۳ ساله بسيار عميق و درايت آميز است . من تنها قبلا به آنها توضيحات مختصری در مورد اصطلاحاتی چون ژست و ايما و اشاره داده بودم . باقی کار را خود آنها انجام داده اند .

         چه بخواهيد و چه نخواهيد امروز در عصری زندگی می کنيم که ( مصرف کننده ) حرف اول را می زند و بسياری از خبرگان آموزش و پرورش بر اين باورند که معلمين روز به روز بيشتر در چارچوب روابط ( بازار )  قرار می گيرند و لذا ناچار به جلب نظر ( مصرف کننده ) هستند . در بخش اول ديديم که اولين تاثيری که بر جوانان می گذارید چقدر اهميت دارد . اميدوارم که توصيه هايی که در بالا ذکر شده اند به شما کمک کند تا بر شاگردان جديد خود ( که در واقع مشتريان تازه  شما هستند ) تاثير مطلوبی بگذاريد .    

  

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

نقش سوال کردن

9 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

                                          

                                  بخش دوم

                                            نقش سوال کردن

                                      به عنوان ابزاری در مديريت کلاس درس                               

10

ايجاد فضای همياری

          هيچ وقت در جلسه ای بوده يا در سخنرانی شرکت کرده ايدکه در آن فقط شنونده بوذه باشيد ؟بگذاريد رو راست باشيم . اگر در برنامه ای خود را دخيل ندانيد ، خيلی ساده آنرا رها می کنيد و به کار ديگری می پردازيد . نوجوانان هم همين طور هستند . با اين حال ، وقتی چنين موقعيتی پيش می آيد نوجوانان کمتر می توانند خود را کنترل کنند و نقشی منفعل به خود بگيرند و  بيشتر  احساسات  خود  را  بروز    می دهند . و روشن است که در اين حالت رفتارهای مشکل زا از آنها سر می زند . البته در چنين موقعيتی کارهای زيادی می توان انجام داد . به ياد داريد که در بخش قبل بر نياز به استفاده از حرکات بدن ٬ ارتباط چشمی و کنترل لحن صدا تاکيد کرديم تا از اين که شاگردان همچنان با روند تدريس همراه هستند اطمينان پيدا کنيم . حال بگذاريد گامی پيشتر بگذاريم و نقش سوال کردن را در معادله مديريت کلاس بررسی کنيم .

     

      اين که بتوانيد در جلسات بحث و پرسش و پاسخ ، شاگردان هر چه بيشتری را شرکت دهيد اهميت تام دارد . انتقال اين حس به شاگردان که درس از آن آنهاست تاثير مثبت و قابل توجهی در کنترل کلاس دارد . تلاش کنيد وقتی شاگردان را برای پاسخ دادن به سوالات انتخاب می کنيد توازنی برقرار باشد . به طور خصوصی با شاگردان فعال صحبت کنيد و از تعهد و علاقه منديشان تشکر کنيد و توضيح دهيد که لازم است به ديگران هم مجال تلاش بدهيم . تحقيقات زيادی انجام شده که نشان می دهد هسته کنترل موثر کلاس ، تکنيک خوب سوال کردن است . مطمئنا شما که از روش بحث کلاسی يا پرسش و پاسخ در کلاس تان استفاده کرده ايد  می دانيد که ساکت نگه داشتن بچه های زرنگ مشکل است و در عين حال شاگردان زيادی هم هستند که چندان در درس و بحث کلاس شرکت نمی کنند . اين ها همان شاگردانی هستند که از درس منقطع می شوند و از تجربه يادگيری باز می مانند . حال بايد پرسيد که چرا چنين اتفاقی می افتد ؟ مطمئنا همه علت ها در سطح توانايی دانش آموزان در يادگيری خلاصه نمی شود . در بسيارری از موارد شاگردان با هوش تر هم صحبت کردن در کلاس درس را بسيار دشوار می بينند .

        تجربه من در ( مشاهده شاگردان ) به همراه گفتگوهايی که با والدين و بچه ها داشته ام ، حاکی از آن است که اين کار سه دليل دارد : اولين دليل به استنباط شاگرد از ارزش و اهميت شرکت در گفتگوهای کلاسی بر می گردد .چرا بايد شاگردی که به خوبی در درس پيش می رود و نمرات عالی در تکاليف نوشتنی اش می گيرد با داوطلب شدن برای پاسخ به سوالات در کلاس خود را در معرض خطر قرار دهد ؟بديهی است که برای اين دسته از شاگردان بايد ارزش شرکت در بحث های کلاسی روشن شود . دوم ، بعضی شاگردان توانا به هنگام صحبت کردن در کلاس دچار بحران   اعتماد   به  نفس می شوند . آنها از اشتباه کردن و مورد تمسخر همکلاسی ها قرار گرفتن می ترسند . اين شاگردان از اين حقيقت که معمولا در پاسخ هايشان خيلی هم موفقند ٬ غافل هستند . بسياری از شاگردان از ترس اينکه همکلاسی هايشان آنها را علامه بنامند از شرکت در بحث های کلاسی تفره می روند . بايد توجه داشت که همين استنباط شاگردان از موقعيت شان بر رفتار آنها تاثير می گذارد و نهايتا مانع از مشارکت کلامی آنها در درس می شود . احساس آنها اين است که فرهنگ کاری کلاس بر فرد متمرکز شده و اين فرهنگ ، رقابتی و ترس آور است . همين موضوع باعث می شود که از مشارکت در درس کنار بکشند و امکان شلوغی و رفتارهای ناپسند از جانب آنها زياد شود . سوم ، عدده کثيری احساس می کنند که آنچه در کلاس می گذرد به درد آنها نمی خورد ، پس چرا بايد در درس دخيل باشند ؟ اين مشکلی است که با روش سوال کردن از همه می توان آن را اصلاح کرد .

        اگر قصدتان اين باشد که همه شاگردانتان را کاملا درگير درس کنيد ، لازم است با ايجاد فضای خالی از ترس و مبتنی بر همياری با اين احساسات مقابله کنيد . من هميشه به شاگردانم می گويم که آنها بند باز هستند و من تور نجات آنها و از آنها انتظار دارم که در کلاسم جرئت به خرج دهند . اگر هم بيفتند ، آنها را خواهم گرفت . پاسخ غلط آنها درکلاس نبايد موجب مسخره کردنشان گردد يا باعث شود شاگردان و همکاران به آنها بی توجهی کنند . بلکه اين پاسخ بايد به عنوان گام مهمی در راه دستيابی به اهداف آن درس تلقی شود . چند راهبرد موثر در ايجاد فضای همکاری در کلاس گرد آوری کرده ام . اين راهبرد ها تجويزی نیستند . از ميان آنها آنچه را که موثر می بينيد انتخاب کنيد . اميد است که اين نظرات ، شما را به انديشيدن در باره اين موضوع بر انگيزد و بتوانيد در آينده روش خاص خودتان را در زمينه تشويق نوجوانان به شرکت آزادانه در بحث کلاسی پيدا کنيد .

11

 

راهبرد هايی برای افزايش يادگيری های مبتنی بر همياری در کلاس

شناساندن ارزش مشارکت کلامی در کلاس به شاگردان        

         احساس من اين است که برای شاگردان فهميدن ارزش مشارکت کلامی در يادگيری بسيار مهم است . مشارکت در فرآيند جذب اطلاعات از محرک های نوشتاری يا کلامی ، تحليل و تلفيق مطالب ، شکل دهی فرضيه و سپس نظم بخشيدن به افکار در قالب زبانی روشن همگی در شاگردان حس مالکيت برآن مفهوم يا موضوع را ايجاد می کند و آنها را کاملا به روند يادگيری ملتزم می کند . اگر اين فرآيند پيش نيايد ، شاگرد به آسانی از فرآيند يادگيری منفک خواهد شد  و مفاهيم يا اطلاعات را کمتر به ذهن خواهد سپرد و در نتيجه حس مالکيت مطالب درس در وی ايجاد نخواهد شد . معلمين بايد منطق و اهميت مشارکت در دروس را در همان جلسات اوليه برای شاگردان تبيين کنند . البته بايد فرآيند مذکور را به زبانی گفت که برای شاگردان قابل فهم باشد . من برای توضيح اين فرآيند از نمودار شماره ۲ استفاده می کنم .

12

 

الگوی اجزای سازنده

         تا کنون در مورد روش همياری و استفاده از آن در بحث کلاسی و جلسات پرسش و پاسخ صحبت کرده ايم . آنچه از نظر من ضرورت دارد نشان دادن اين فرآيند به شاگردان در کلاس توسط الگويی عينی است . دريافته ام که با استفاده از مکعب های خانه سازی می توان با موفقيت مفهوم و ارزش ياد گيری مبتنی بر همياری در جلسات کلاسی را به دانش آموزان انتقال داد :

          در ابتدای سال برای شاگردانم توضيح می دهم که هر پاسخ غلط در کلاس به مثابه محرکی ( يک مکعب سازنده ) برای شاگرد ديگر عمل می کند تا وی بتواند سير تفکر در مورد آن موضوع را کمی به پيش ببرد . بدين ترتيب ، برای هر پاسخ غلط شاءن و ارزشی قائل می شويم . همچنين ، همانطور که در نمودار شماره ۳ نشان داده ايم ، هر پاسخ نيمه صحيح نيز ما را به آن پاسخ مورد نظر نزديک تر می کند و لذا اين پاسخ هم به منزله يک مکعب برای شاگردان ديگر عمل می کند تا طرح ذهنی شان را تکميل کنند و نهايتا به پاسخ صحيح برسيم . تاکيد می کنم که اين جريان بايد به صورت همياری و نه انفرادی باشد . پوستری روی ديوار کلاس نصب کرده ام که اين ديدگاه را تقويت می کند که : ( اشتباه کردن عيبی ندارد ) . با اين کار سعی می کنم نشان دهم که بدون شرکت همه اعضای کلاس ، يادگيری واقعی تنها از آن گروه کوچکی از شاگردان خواهد بود . نتيجه ديگری که احساس مالکيت درس در شاگردان خواهد داشت اين است که بی انضباطی در کلاس کاهش چشم گيری پيدا خواهد کرد . به ياد دارم که روزی بازرس عالی رتبه ای پس از بازديد از کلاس من گفت : ( شاگردان تو اصلا فرصت بازيگوشی در کلاس را ندارند . آنها نمی دانند که سوال بعدی کی بر سرشان فرود می آيد ) .

 

13

 تغيير فرهنگ

                انتظار معجزه نداشته باشيد . همه چيز يک شبه درست نمی شود .شاگردان برای درک اين حقيقت نياز به زمان دارند که وقتی شما صحبت از يادگيری از طريق همياری می کنيد واقعا به گفته هايتان معتقديد يا نه . لذا برای شرکت دادن همه شاگردان در کارهای شفاهی کلاس بايد راهبردها و روش های ديگری را نيز پيش بينی کرد . در زير چند ايده که من برای متقاعد کردن ، راضی کردن و نهايتا وادار کردن شاگردان به شرکت در درس ها استفاده می کنم آورده شده است :

 

      اگر می دانيد که درستان به طور عمده به صورت شفاهی خواهد بود ،سوالاتتان را برای عموم کلاس مطرح کنيد و به همه بگوييد که در طی درس انتظار داريد که هر شاگرد به سوالی پاسخ بگويد ، اما سوالات اوليه کمی آسان تر خواهند بود . با اين کار شاگردان ضعيف تر يا کم علاقه تر احتمالا در بخش اول درس پاسخ سوالات را خواهند داد .

        ايده ( هر نفر يک سوال ) را باز هم پيش تر ببريد و سعی کنيد هر شاگرد را به تنها يک سوال در جلسه پرسش و پاسخ محدود کنيد . بدين ترتيب هر شاگرد بايد به دقت روی سوالی که بايد پاسخ دهد فکر کند . لازم است به شاگردان تواناتر توصيه کنيد تا مطرح شدن سوالات دشوارتر بردباری به خرج دهند و صبر کنند . قبل از شروع درس به شاگردان بگوييد که از هر کدامشان يک سوال در مورد محتوای درس خواهيد پرسيد . اين کار معمولا موجب اين تاثير مطلوب می شود که شاگردان در تمام مراحل درس به آن توجه کنند . به علاوه ٬ با اين روش ابزاری عالی برای آزمودن درک مطلب آنها به دست خواهد آمد .

          از شاگردان بخواهيد اگر هنوز به سوالی پاسخ نداده اند دست شان را بالا بگيرند . با اين کار شاگردانی را که قبلا به سوال پاسخ داده اند از دور خارج کنيد همه شاگردان را در اين کار شرکت دهيد .

            از روش سوال کردن تصادفی استفاده کنيد . از دو بسته کارت که سوالات روی آنها نوشته شده استفاده کنيد و برای هر شاگرد يک کارت بيرون بياوريد و از او بخواهيد که به آن پاسخ دهد . اين کار برای شاگردان لذت بخش است و در عين حال کمی هم در کلاس هيجان ايجاد می کند و آنها را نيز در  حال آماده باش نگه می دارد . در گروههايی که افراد آن در سطوح متفاوتی قرار دارند و شاگردان ضعيف تر از شرکت در بحث ها در برابر همکلاسی های فعال تر خود اکراه دارند ، بايد روشی اتخاذ شود که آنها نيز به طريقی در بحث شرکت کنند و وجودشان حائز اهميت تلقی شود . بعضی مطالب درسی را صرفا برای آنها آماده کنيد و پيشاپيش اطمينان حاصل کنيد که در سطوح ساده تری هستند ، به اين اميد که اين گروه از شاگردان پاسخ درست بدهند ( و يا حداقل پاسخی که زمينه بحث بيشتر را فراهم کند ) . در اين حالت می توان آنها را تشويق کرد ، به ويژه وقتی که پاسخ آنها به پيشبرد بحث کمک کرده باشد . در نتيجه ، ديگران خواهند ديد که شاگردان ضعيف تر با موفقيت در بحث شرکت کرده اند و خودشان نيز يقينا احساس بهتری نسبت به خود خواهند داشت . 

       بسيار اهميت دارد که از شرکت اين گروه از شاگردان در بحث های کلاسی قدر دانی شود ، به ويژه آنهايی که معمولا نمی توان به آسانی به کارشان گرفت يا کسانی که شرکت کردن در بحث های کلاسی را دشوار می بينند و به هر جهت ، بعضی شاگردان برای صحبت کردن در کلاس جرئت زيادی لازم دارند . يک جمله ستايش آميز ، يک تلفن به خانه شاگرد ، دادن يک نمره خوب ، يا يک کارت تشويق برای فعاليت های مثبت آنان در کلاس و مدرسه ، از جمله شيوه هايی است که می توان به وسيله آنها از مشارکت بچه ها قدردانی کرد . اهميت مشارکت را با فرد فرد شاگردان در ميان بگذاريد و در اين زمينه برای هر کدام تکاليفی تعيين کنيد . حتی در صورت امکان از فرصتی استفاده کنيد و موضوع مشارکت را با معلمين مدرسه نيز مطرح کنيد . بگذاريد شاگردان دريابند که آنچه را از آنها می خواهيد تا در کلاس انجام شود بايد به کل برنامه درسی شان تسری پيدا کند . به عبارت ديگر ، آنچه را می توانند در کلاس شما اجرا کنند در ديگر کلاسها هم انجام دهند .

14

 

فن سوال کردن و استفاده از وقت انتظار

                حتی بسياری از معلمين با تجربه اذعان دارند که به هنگام آغاز تدريس در کلاس جديد و به هنگام ايستادن در برابر شاگردان تا حدی دچار اضطراب می شوند . در خلال صحبت هايشان می توان دريافت که در بسياری از موارد در اولين جلسات درس همواره نوعی دستپاچگی و شتاب زدگی وجود دارد . در استفاده از روش پرسش و پاسخ هم در ابتدای کار به دليل جديد بودن موقعيت و فقدان شناخت کافی از شاگردان ، اين هيجان زدگی و شتاب زدگی ديده می شود . سيل سوالات به سرعت به سمت شاگردان سرازير می شود بی آن که آنان فرصت يابند تا در باره پاسخ ها بينديشند . اين رفتار را ضرب در ده کنيد تا دريابيد احساس معلمين بی تجربه در کلاس های جديد چگونه خواهد بود . همين فقدان اعتماد به نفس و اضطراب معلم نقش عمده ای در افزايش سوئ رفتار و بی نظمی در کلاس دارد . ای کاش می شد به داشتن اعتماد به نفس تظاهر کنيم و به جای آن که ديوانه وار و به سرعت درس را به پايان برسانيم ، کار را آرام تر به پيش ببريم .

 

         علاقه من به سوال کردن به مثابه ابزاری برای کنترل شاگردان سبب شده است که بيشتر به بررسی مفهوم ( وقت انتظار ) بپردازم و طی يک دوره بيست ساله در موقعيت های مختلف از کلاس های ابتدايی تا سطوح دانشگاهی مفهوم ( وقت انتظار ) را بيازمايم . اما ( وقت انتظار ) چيست ؟ و چرا اهميت دارد ؟ از تحقيق های مختلف بر می آيد که نوعا اکثر معلمين تنها يک ثانيه يا کمتر ، بعد از طرح هر سوال مکث می کنند و نيز پس از پاسخ شاگرد ، در کمتر از يک ثانيه سوال شفاهی بعدی را مطرح می کنند . بنا بر نظر زيمفر و هووی وقتی معلم سه ثانيه يا بيشتر مکث می کند تاثيراتی حاصل می شود از جمله :

ــ زمان پاسخ دانش آموزان بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد طولانی تر می شود .

ــ دانش آموزان آمادگی بيشتری برای مستدل کردن پاسخ هايشان پيدامی کنند .

ــ دانش آموزان به سوالات بيشتری پاسخ می دهند .

ــ دانش آموزان بيشتری با شاگردان ديگر در مورد کارهايشان صحبت می کنند .

ــ پاسخ های غلط شاگردان کمتر می شود .

ــ تعداد دانش آموزان داوطلب پاسخ گويی بيشتر می شود .

ــ معلم نياز کمتری به انجام اقدامات انضباطی پيدا می کند .

         کار آمدی اين شيوه در ايجاد انضباط در شاگردان نيز روشن است چرا که کمتر احتمال دارد که آنان از کلاس منقطع شوند و مشکلات رفتاری ايجاد کنند اگر :                 

ــ در اين جلسات پرسش و پاسخ به سوالات بيشتری جواب دهند .

ــ برای پاسخ هايشان طرحی منطقی پيدا کنند .

ــ سوالات بيشتری بپرسند .

ــ با همکلاسی هايشان در باره آن کار بيشتر صحبت کنند .

ــ و در درس مشارکت بيشتری داشته باشند .

        

          بدين ترتيب در می يابيد توجه به زمان انتظار برای معلمين چه نتايج بزرگی خواهد داشت . اساسا  ، اگر اين قدر در خود اعتماد به نفس ايجاد کنيد که پيش از پرداختن به سوال بعدی ، دو سه ثانيه ای صبر کنيد ، ثمره اش برای شما داشتن شاگردانی خواهد بود که بيشتر به درس می پردازند .

          اميدوارم که راهبرهای مذکور اهميت شرکت دادن کامل شاگردان در درس را روشن کرده باشد . آنچه از اين تحقيق به روشنی بر می آيد  اين است که درگير شدن کامل شاگرد با درس موجب کاهش چشمگير بی انظباطی می شود و يکی از موثرترين شيوه های کنترلی است که معلم می تواند در اختيار داشته باشد .

    

              

 

 

            

 

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

اهميت محيط فيزيکی

15

 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن  ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

 

                           بخش سوم

                                اهميت محيط فيزيکی

 

             از ديرباز بر اين باور بوده ام که معلمين ، آگاهانه يا ناخود آگاه ٬ شخصيت و سليقه های شخصی خود را بر اصول تدريسی شان تحميل می کنند . احتمال دارد اين کار تاثيرات مثبت يا منفی داشته باشد . مثلا کلاسی که نور کافی دارد و در آن همه چيز به خوبی چيده شده و در شاگرد ايجاد انگيزه می کند . در يادگيری نقش مهمی دارد . برعکس ، کلاس به هم ريخته و کم نور در واقع فضای کاری منفی در بين شاگردان ايجاد می کند .

                 

           هرکس که درکی که از قدرت برنامه تحصيلی پنهان دارد می داند که محيط فيزيکی مدرسه می تواند تاثيری شگرف برکيفيت ياددهی و يادگيری داشته باشد . نحوه چيدن ميز و صندلی ها ، ترتيب نشستن شاگردان ، شرايط عمومی کلاس و نظافت آن ، همه نقشی در ارسال پيام مثبت يا منفی به شاگردان در باره انتظاراتی که از آنها داريد خواهند داشت . بنابراين ، سوال بزرگ اين است که : ( کلاس درس تان چه چيزی در باره شما به شاگردان تان می گويد ؟ )

           وقتی که طرح کلاس درس تان را می ريزيد لازم است در باره راحتی کار و حرکت شاگردان تان در کلاس کمی فکر کنيد و بهتر است در باره فاصله ميزهای بچه ها از هم و راه رفت و آمد آنها از قبل تصميم گيری کنيد .سعی کنيد ميز و صندلی ها را طوری بچينيد که حرکت شاگردان در بين آنها آسان باشد و احساس کنند که کلاس بزرگ است . قبل از شروع کار بهتر است چند سوال مهم از خود بپرسيد : 

ــ آيا شاگردان می توانند بدون بر خورد با شاگردان ديگر يا وسايل شان در کلاس حرکت کنند ؟ 

ــ آيا به منابع و وسايل آموزشی به راحتی دسترسی دارند ؟

ــ آيا شاگردان مشکل ساز در جای مناسبی قرار گرفته اند ؟

ــ آيا می توانيد بی آنکه جای شاگردان را تغيير دهيد تجهيزات اضافی مثل ويدئو و پروژکتور و غيره را به کلاس بياوريد و استفاده کنيد ؟

         همه ما به عنوان معلم از گرفتاريهايی که در صورت برخورد فيزيکی شاگردان در حين تدريس پيش می آيد باخبريم . با کمی تدبير می توان از بسياری از اين عوامل مخل تدريس اجتناب کرد و درس را در محيطی بسيار آرام تر به پيش برد .

          بررسی های انجام شده نشان می دهد که (  عادی شدن  ) را می توان به عنوان روشی عالی يرای تثبيت نظم و کنترل کلاس به کار برد . سريعا بايد به شاگردان آموخت که کجا می توان همه منابع و لوازم تدريس را پيدا کرد . به اين دليل با انجام کاری ساده ، مثل زدن برچسب روی کمد ها و کشو هايی که وسايل آموزشی در آن قرار دارد ،می توان بسياری از مشاجرات را خاتمه داد . چند بار برايتان پيش آمده که وسط درس شاگردی از شما بپرسد (  آقا ، کاغذ خط دار کجاست ؟ ) يا ( خانم ٬ مداد رنگی ها را کجا می گذاريد ؟ ) و بعد مجبور می شويد که کارتان را تعطيل و پاسخ اين شاگردان را بدهيد ؟ واضح است که اگر شاگردان برحسب عادت بدانند که مواد آموزشی کجا هستند ، چگونه آنها را بردارند و چگونه آنها را سر جايشان بگذارند در کار تدريس تسهيل زيادی صورت می گيرد . معلمانی را ديده ام که با زحمت بسيار ، توجه و علاقه مندی همه کلاس را جلب می کنند ، ولی همين که می خواهند درس را شروع کنند شاگردی در مورد جای يک وسيله آموزشی سوالی می کند و آنها مجبور به قطع روند تدريس می شوند .

          محيط کلاس می تواند و بايد موجب رضايت و لذت شما بشود . بايد آثار شاگردانتان را روی ديوارهای کلاس به شکل زيبا و جذابی به نمايش بگذاريد . اگر خود با گرافيک و هنر آشنايی نداريد ، از کسانی که در اين زمينه دست اندر کار هستند . کمک بخواهيد . يادتان باشد که هر چند وقت يکبار اين آثار را تعویض کنيد تا پيشرفت های شاگردان نيز به نمايش در آيد . آما چرا اين کار مهم است ؟

         ستايش و ابراز شادمانی از موفقیت های شاگرد ٬ درس عبرتی برای شاگردان ديگر خواهد بود . اما حسن آن به همين مورد ختم نمی شود . اين کار می تواند سهم شاگرد را در فرآيند تدريس افزايش دهد و موجب کاهش ميل به کناره گيری از امور کلاس شود . در عين حال ، هر گونه خط خطی کردن يا نقاشی کشيدن روی ديوارها را با جديت پيگيری کنيد . در بخش اول در مورد تثبيت رفتار و انتظارات خودتان صحبت کرديم . اگر کوچک ترين خط خطی کردنی را بدون پيگيری بگذاريد يا حد اقل ، عدم رضايت خود را نشان ندهيد ، در ميان شاگردان تثبيت می شود که اين رفتار در کلاس شما قابل قبول است . وقتی معروف بشود که از اين نوع رفتار به آسانی نمی گذريد ٬ در آينده ديگر در اين زمينه مشکلی نخواهيد داشت :

 ــ از امکانات فيزيکی کلاس درس برای انتقال ارزش هايتان به شاگردان استفاده کنيد .

ــ قوانين و ضوابط کلاس و مدرسه را روی تابلوی اعلانات کلاس نشان دهيد . مجموعه ای از ضوابط و روش های کاری تان را بر ديوار نصب کنيد .

 ــ از هر فرصتی برای نمايش توصيه ها و راهنمايی هايتان در باره کار شاگردان در کلاس استفاده کنيد .

 

         دوباره به بحث اهميت برنامه تحصيلی پنهان در تثبيت هنجارها ، ارزش ها و مهارت های لازم در حوزه تدريس شما برمی گرديم :

ــ چقدر به طرح و شکل ميزتان توجه نشان می دهيد ؟

ــ آيا اين طرح و شکل برای فعاليت مورد نظرتان مناسب است ؟

ــ آيا شاگردان از نظر روابط اجتماعی بيش از حد در کلاس راحت هستند ؟

ــ هر چند وقت يکبار طرح ميزتان را عوض می کنيد؟

        برای مثال ، ميز کار گروهی ٬ که تعامل شاگردان در آن زياد است ٬ مناسب زمانی نيست که می خواهيد با آنها به تنهايی يا دونفره کار کنيد . البته روشن است که در يک برنامه سنگين و فشرده تدريس نمی توان از شخص شما انتظار داشت که وضع فيزيکی کلاس را برای تک تک درس ها تغيير دهيد . با اين حال ، می توان چند طرح را در نظر گرفت و با شماره گذاری آنها و به کمک مبصر های کلاس در طی چند هفته آنها را آماده کرد :

 ــ چقدر اطمينان داريد که شاگردان تخته سياه يا تصوير ويدئو را از جايی که نشسته اند به خوبی می بينند يا به راحتی صدای ضبط را می شنوند ؟

ــ آيا مثلا نور پنجره ، کيفيت تصوير تلويزيون را پايين نمی آورد ؟

ــ آيا اورهد ديدن تخته سياه يا وايت برد را با مشکل مواجه نمی کنند ؟

       لازم است مرتبا اين موارد را جداگانه ٬ و همراه با تغييراتی که در نحوه چيدن ميز و نيمکت ها صورت می گيرد ، در طی دوره تحصيلی مرتبا کنترل کنيد . امکان دارد همه اين موانع در جريان تدريس خلل ايجاد کند و فرصتی برای شاگردان برای جدا شدن از درس يا پرت کردن حواس ديگران به وجود آورد .

      يکبار ديگر به آنچه شاگردان در مورد اهميت محيط فيزيکی در معادله يادگيری - ياددهی گفته اند مراجعه کنيد .

         من جزء آن دسته از معلمين خوش شانسی هستم که اتاق تدريس خاص خودم را دارم . تنها دو سال پيش بود که به خاطر مشکلات برنامه هفتگی از من خواسته شد که يک درس را در کلاس ديگری برگزار کنم . خيلی زود معلوم شد که کيفبت ياددهی - يادگيری در آن درس که در کلاسی بيگانه برگزار  می شد بسيار پايين تر از حد معمول درس های ديگرم بود . علاقمند بودم که بدانم آيا شاگردان نظرات متفاوتی نسبت به دو کلاس دارند يا خير و اين که چگونه اين استنباط برنگرش ، رفتار و انگيزه های آنها تاثير می گذارد .همين سوالات پايه چند بررسی در کلاس های پايين تر شد که شيوه کار و منطق آنها در مقاله من در باب تاثير محيط فيزيکی بر رفتار دانش آنش آموزان مفصلا آمده است .

        ضروری است به طور خلاصه تصويری از محيط فيزيکی کلاسی که يک درس خود را در آن برگزار کردم به دست دهم . ميزها در چند رديف رو به روی تخته وايت برد کوچکی قرار داشتند . اين وايت برد آن قدر بزرگ نبود که بتوان از آن برای نمايش اسلايد يا اورهد استفاده کرد ،هر چند می شد مطالب درسی را روی آن نوشت . تخته سياه و پرده ويدئو پروجکشن در عقب کلاس قرار داشت که اگر قرار بود از آنها استفاده شود بايد بچه ها صندلی شان را کاملا بر می گرداندند . پريز برق فقط در جلو کلاس قرار داشت و لذا نمی شد به طور همزمان از ويدئو ، تلويزيون و اورهد استفاده کرد . معلم آن کلاس اگر چه فردی با تجربه بود ، اما سرش شلوغ بود و وقت آن را نداشت که روی ميزش را مرتب کند . همين موارد در مشارکت موثر شاگردان ايجاد اختلال می کرد ، چرا که پيدا کردن جا برای کتاب های درسی و ديگر مواد آموزشی و مرتب چيدن آنها دشوار می شد . در چنين بافتی بود که تحقيق مذکور انجام شد . تعدادی از شاگردان را انتخاب کردم و از آنها خواستم که پرسشنامه ای را تکميل کنند . در هر مورد به آنها توضيح دادم که اگر چه پاسخ مشخصی برای سوالاتم می خواهم ، اما نظرات جانبی آنها در مورد هر موضوعی که به نحوی به اين تحقيق مربوط باشد برايم ارزشمند است . يافته های اين تحقيق به قرار زير است :

            هفت نفر از هشت پاسخگو حس می کردند که کيفيت ياددهی - يادگيری به مقدار قابل توجهی در کلاسی که در آن  مهمان بودند پايين تر بوده است .  به نظر آنها دليلش بيشتر اين بود که شاگردان نمی دانستند که وسايل کار کجا است . بعضی از شاگردان به دشواری های حاصل از اين عامل چه برای خود و چه برای من اشاره کرده بودند . يکی از شاگردان بر ( وقفه در جريان درس ) تکيه کرده بود  و مرا وقتی که در حين تدريس دنبال چيزی می گشتم و پيدا نمی کردم و عصبی شدنم را توصيف کرده بود . دو نفر ديگر به صراحت کفته بودند که من وقتی دنبال وسايل می گشتم يا می خواستم جايی پيدا کنم که وسايل را بگذارم يا پروژکتور اورهد را در جايی مناسب بگذارم تا چه حد عصبی می شدم . يکی نيز گفته بود که اين تنش مشخصا تاثيری منفی بر کيفيت روابط معلم - شاگرد در کلاس گذاشته بود و توضيح داده بود که مدت زمانی که برای آماده کردن کلاس جديد هدر می رفت موجب آن می شد که شاگردان توجهی را که معلم به فرد فرد آنها در کلاس های معمول جغرافی نشان می داد از دست بدهند . اين نظر را شاگرد ديگری با گفتن اين نکته تاييد می کرد که :

           احساس مان اين بود که می توانيم آزادتر باشيم ، چرا که جو کلاس تغيير کرده بود و توجه شما بيشتر روی تهيه وسايل آموزشی بود تا به شاگردان .

           وی  از کمبود فضای کلاس شکوه کرده بود و از مزيت های کلاس هميشگی جغرافی خود گفته بود که:

           ما با کلاس اصلی خودمان آشنا هستيم . کلاس ما جادارتر است و جو کاری بهتری دارد . می دانيم که وسايل کجا است و وقت چندانی صرف پيدا کردن يا آوردن آنها نمی کنيم .

            همه شاگردان احساس می کردند که رفتن به کلاس ديگر تاثير منفی بر انگيزه ها و رفتارشان دارد . دو نفر ذکر کرده بودند که اين کلاس را بيشتر يک کلاس غير رسمی و جبرانی می ديدند تا يک کلاس عادی جغرافی . نوشته بودند که در مقايسه با کلاس هميشگی شان آرامش کمتری داشتند ، سر و صدای بيشتری می کردند ، شاگرد ديگری هم مطالبی در مورد تاثير منفی فضای آموزشی بر رفتار و انگيزه های شاگردان نوشته بود .

         شاگرد ديگری مشاهدات زير را ارايه داده بود :

           فکر می کنم که رفتار و انگيزه های شاگردان افول کرده بود  ، چرا ؟ نمی دانم . شايد رفتارها در ظاهر تغيير چندانی نکرده بودند ، اما می توانستم تفاوتی را تشخيص بدهم . آدم خيلی راحت حواسش پرت می شد و اين سوال برانگيز بود . به نظرم کمتر از کلاس هميشگی مان کار می کرديم ، چرا که محيط کلاس خودمان روشن تر و جادارتر بود ، در حالی که در کلاس جديد جايمان تنگ بود و نمی دانستيم که وسايل کجا هستند .

 

          خوب ، همه اين نظرات برچه چيزی دلالت دارند ؟ شايد اين همه مطلب تاکيدی بر آن گفته من باشد که محيط فيزيکی تاثير قابل توجهی بر نگرش ها ، انگيزه ها و رفتارهای شاگردانی دارد که در آن محيط هستند . کلاس مرتب و به سامان شالوده ای محکم برای نظم و انضباط شاگردان است . همکاران من نيز که هر کدام معلمين عالی رتبه ای هستند بر اين اصل اتفاق نظر دارند که در کلاسی که ايجاد انگيزه نمی کند و فاقد نظم و ترتيب است ، کار کردن با شاگردان و ايجاد جوی مثبت بسيار دشوار است .

          درست است که اگر مجبور باشيم در کلاسهای مختلف تدريس کنيم در مورد محيط فيزيکی يادگيری کار چندانی نمی توانيم بکنيم ، اما حداقل می توانيم قدر کلاسی را بدانيم که به خودمان تعلق دارد و سعی کنيم از اين امکان يادگيری برای شاگردان حداکثر بهره را ببريم . خلاصه اين پيام جمله ساده ای است ( از کلاس تان به عنوان پايه و اساس ياددهی و يادگيری خلاق حداکثر استفاده را بکنيد . همه کس اين قدر خوش شانس نيست که کلاسی از آن خود داشته باشد . )

                    

 

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

دستيابی به برتری روانی

16 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن  ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

 

                               بخش چهارم

                                     دستيابی به برتری روانی

17

 

وقت شناسی

          چند بار در زندگی تان در موقعيتی مشابه وضعيت زير قرار گرفته ايد ؟ به جلسه ای مهم دير رسيده ايد و می بينيد که ديگران همه زود رسيده  و سخت مشغول پرداختن به دستور جلسه هستند . همين که وارد اتاق می شويد ، سنگينی نگاه ديگران را بر خود احساس می کنيد . حسابی دستپاچه و ناراحت می شويد ، چرا که خود را از آن گروه مجزا می بينيد .

         در جمع همکاران اين احساس چندان طولی نخواهد کشید . آنها معمولا هر کاری از دستشان برآيد می کنند تا شما احساس راحتی کنيد و خود را در جمع شان پذيرفته شده ببينيد . جوانان دانش آموز البته اين قدر سخاوتمند نيستند . در آن فرصت کوتاه پيش از آمدن شما به کلاس ، مجموعه ای از هنجارها و رفتارها و پيوستگی های جمعی را بين خود تثبيت می کنند و لذا در مقابل جايگزين کردن آنها با چيزی که  ( خودی ) نمی دانند مقاومت  حواهند  کرد  .  به عبارت بهتر ٬ آنها به ( برتری روانی ) دست يافته اند . 

         دير رفتن به کلاس ، جدا از آن که نسبت به شاگردان کاملا بی احترامی است ، سياست خيلی بدی نيز در مديريت کلاس است . وقت شناسی تاکيد بر آن است که شما در ( قلمرو خود )  حضور داريد و آماده ايد که با ( ضوابط خودتان ) با شاگردان برخورد کنيد . و ( برتری روانی ) عمدتا با شماست . اگر دير به کلاس برويد مجبور خواهيد شد که وقت ارزشمند تدريس را صرف پس گرفتن ( برتری روانی ) شاگردان کنيد . خوب ، چرا اين دردسرها را برای خود ايجاد می کنيد ؟ البته هنگامی که معلم مجبور است از کلاسی به کلاس ديگر برود ، خواه نا خواه ، در مواردی تاخير خواهد داشت . اما قطعا به بچه ها بر خواهد خورد اگر بدانند که تاخير شما مثلا برای اين بوده که خواسته ايد سر راه تان در اتاق کارکنان يک چای ديگر بخوريد . در صورت تاخير ،توصيه من اين است که خودتان الگو شويد و با ذکر دليل تاخيرتان از کلاس عذر خواهی کنيد . اين کار برخورد شما را با شاگردانی که دير می آيند آسان تر می کند . هميشه طوری با مسئله تاخير برخورد کنيد که برای شاگردان مسلم باشد که وقت شناسی اصل مهمی است . با اين حال ، اين کار را طوری انحام دهيد که در جريان تدريس خللی ايجاد نکند . حتی صرف گفتن اين جمله که با کسانی که دير می آيند بعدا برخورد خواهيد کرد ، ديدگاه شما را در مورد تاخير به کل کلاس منتقل می کند . به هر حال ، يک بار ديگر تاکيد می کنم که پيگيری اين موضوع در عمل و فراموش نکردن آن بسيار مهم است . اصل ( قاطعيت و نه شدت عمل ) را هميشه به ياد داشته باشيد . 

18

 

شاگردانتان را به اسم بشناسيد  

             برای کنترل خوب کلاس درس ، دانستن نام شاگردان مطلقا ضروری است . لازم است در باره مزايای روانی دانستن نام بچه ها و به کار بردن آن بينديشيد .  وقتی شاگردی را با اسم خودش صدا می زنيد احساس می کند که وجودش اهميت دارد و به حساب می آيد . متعاقب آن نوعی التزام در وی ايجاد می شود و بين شما تعهداتی غير رسمی برقرار می شود .   

               اين اولين گام است در جهت اين که شاگردان به سمت شما کشيده شوند و احساس ويژه بودن کنند و بدين ترتيب ، احتمال بروز رفتارهای سوء در کلاس کاهش می يابد . راه های زيادی برای يادگرفتن نام شاگردان وجود دارد . می توانيد تا وقتی که نامشان را ياد نگرفته ايد ، آنها را به ترتيب حروف الفبا در کلاس بنشانيد . می توانيد عکس آنها را در دفتر حضور و غيابتان الصاق کنيد . می توانيد کار را به صورت بازی در آوريد و در آخر درس به شاگردی که اسمش را فراموش کرده ايد جايزه کوچکی بدهيد . 

            به صرف اين که شاگردان شما را دوست بدارند بخش عمده ای از کنترل کلاس حاصل می شود . تا می توانيد به بچه ها لبخند بزنيد . شوخ طبعی هم مهم است . بدانيد که گاهی حتی  بايد به خود بخنديد . شوخ طبعی اغلب شرايط بالقوه سخت را آسان می کند . از هر فرصتی در زنگ تفريح ، در راهرو مدرسه ٬در گردشهای علمی ، در فعاليت های فوق برنامه و غيره برای دوستی کردن با بچه ها لستفاده کنيد ، به ويژه با آنهايی که به تازگی به خاطر رفتار نامناسبشان تنبيه شده اند . از اين فرصت ها برای پر کردن فاصله ها استفاده کنيد . نتيجه اش را در کلاس درس خواهيد گرفت .

19

 

در مورد ساختار درستان بينديشيد      

            در بسياری از موارد شرايط برای شروع درس شرايط  مطلوبی نیست ، چرا که شاگردان همه در يک زمان وارد کلاس نمی شوند . تا از گوشه و کنار مدرسه جمع شوند و به کلاس بيايند طول می کشد . لذا بايد برای اين مسئله تمهيدی بينديشيد .  يک راه خوب برای آماده کردن شاگردان ٬ دادن تکليفی است که ضمن مشغول کردنشان ، آنها را آماده نگه دارد . اين تکليف می تواند به صورت يک سوال باشد يا به صورت تمرينی که شاگردان انجام می دهند تا وقتی که بتوانيد کلاس را به طور رسمی شروع کنيد . اين کار ، جدا از آن که دانش  شاگردان را افزايش می دهد و فرصت های بيشتری برای تقويت مهارت تفکر در آنها فراهم می آورد ،بر رفتار و انگيزه های آنان در اين مرحله از درس تاثير بسياری دارد . برای انجام اين کار ، شاگردان بايد کتاب ها و وسايل شان را از کيفشان بيرون بياورند و آماده و مرتب باشند . اگر اين کارهای مقدماتی را بخشی از جريان تدريس خود بکنيد ، کمتر لازم می شود که سر آنها غر بزنيد که زودتر برای درس آماده شوند .

          هر معلمی که با بحث استاندادها و نظارت بر آموزش آشنا است به خوبی می داند که بازرسان آموزش چقدر بر مشارکت دادن شاگردان در اهداف تدريس تاکيد دارند . اما فراتر از آن ، به دليل ديگری نيز سهيم کردن شاگردان در فرآيند تدريس مطلقا ضروری است . به مثال زير توجه کنيد :

     

                  خوب ، می خواهم  اهداف اين جلسه درس را برای شما توضيح بدهم و پس از آن برای شما خواهم گفت که در هر مرحله چه کار خواهيم کرد . برنامه کار به شرح زير است  :

ــ دقايق ۰ تا ۵ : اهداف درس را توضيح می دهم و سپس آنها را بحث می کنيم .

ــ دقايق ۵ تا ۱۰ : منابع آموزشی را بررسی می کنيم و می بينيم که چقدر با اهداف درس هماهنگی دارد .

ــ دقايق ۱۰ تا ۲۵ : فعالانه در يک کار گروهی شرکت خواهيد کرد .

ــ دقايق ۲۵ تا ۳۵ : نتايج کار گروهی را بررسی می کنيم .

ــ دقايق ۳۵ تا ۵۵ : يک تکليف نوشتنی کوتاه انجام خواهيد داد .

ــ دقايق ۵۵ تا ۶۰ : اين موضوع را بحث می کنيم که چقدر اهداف درس تحقق يافته است .

 

         چرا تقسيم زمان تدريس به مقاطع کوتاه اهميت دارد ؟ و مهم تر اين که چرا مطلع کردن شاگردان از مراحل تدريس ضروری است ؟ شايد اين اصطلاح را شنيده باشيد که ( ما در دنيای سه دقيقه ای زندگی می کنيم ) به اين معنی که مردم در جامعه امروزی ظرفيت توجه کوتاهی دارند . البته منظور هم دقيقا سه دقيقه نيست ، ولی به تاکيد می توان گفت که امروزه نبود وقت و تمرکز در درس ها نقش مهمی در ايجاد اختلال و بی نظمی در کلاس ها دارد . شايد تقسيم درس به واحدهای زمانی کوتاه ، متنوع و قابل کنترل موجب برانگيختن و علاقمندی بيشتر شاگردان در کلاس بشود . مطمئنا اين تقسيم بندی مراحل درس در طرح درس بسياری از ما معلمين وجود دارد ، اما چند نفر از ما اين امور درسی را با شاگردان در ميان می گذاريم ؟ اگر شاگردی که به آسانی ارتباطش با درس قطع می شود بداند که بايد قبل از پرداختن به مرحله بعدی فقط ده دقيقه تمرکز داشته باشد ٬ طبيعتا پذيرش و تمرکز بيشتری بر سخنان معلم خود خواهد داشت . وقتی تصور شاگرد اين باشد که بايد همه وقت ساکت باشد و به درس گوش بدهد ، از اين کار سر باز می زند و برای معلم هم دشوار خواهد بود که وقتی فعاليت درسی را تغيير می دهد مجددا توجه او را جلب کند .

20

 

از تشويق استفاده بکنيد   

           هرگز تاثير تشويق را به عنوان ابزاری برای کنترل رفتار دست کم نگيريد . می دانيد هر گاه کسی وقت بگذارد و به خود زحمت دهد و به شما فقط يک( آفرين ) ساده بگويد ، چه احساس مثبتی در شما ايجاد می شود . بيشتر ما نسبت به تشويق واکنش مثبت نشان می دهيم و استفاده درست از آن ، انگيزه و ميل موفقيت را در شاگردان افزايش می دهد .درست است که گاه نوجوانان شايد به آسانی تشويق را نپذيرند ، اما معتقدم که آنها نيز همچون بقيه از تشويق لذت می برند .

          يادتان باشد که بعضی از بزرگسالان به تشويق در حضور ديگران واکنش خوبی نشان نمی دهند بهترين راه اين است که اين دسته از دانش آموزان را به صورت فردی به آرامی بعد از کلاس يا در حين درس بی آنکه ديگران متوجه شوند تشويق کنيد . می توان با دادن اعتماد به نفس به شاگردانی که بالقوه مسئله ساز هستند آنها را کنترل کرد . به اين طريق که به آنها تفهيم کنيد که شکست در يک زمينه می تواند مقدمه  موفقيت در جنبه های ديگر زندگی باشد . در هر حال تشويق زمانی موثر است که واقعی باشد  ، مگر واقعا منظورتان تعريف از او باشد . نشان دهيد که از صميم قلب اخلاق يا رفتار مناسبش را ارج می نهيد . علاوه بر اين ، لازم است که شاگردان بدانند که دقيقا چرا مورد تشويق قرار گرفته اند . با مشخص کردن رفتاری که شاگردان به خاطر آن مورد تحسين واقع شده اند ، احتمال تکرار آن رفتار مطلوب را بيشتر می کنيد . مثال های زير نشان می دهند که چگونه تشويق به عنوان ابزاری برای کنترل کلاس می تواند مورد استفاده قرار گيرد :

 

            تام ، از اينکه می بينم که آرام کارت را انجام دادی و تمام وقت را سرجايت نشسته ای واقعا خيلی خوشحالم .

 

            هانا ، بايد بگويم آن جور که وارد کلاس شدی ٬کتابت را در آوردی و آرام سر جايت نشستی و منتظر ماندی تا من درس را شروع کنم جدا عالی بود ، آفرين . 

 

          می دانيد که در هر کلاس اکثر شاگردان رفتاری مناسب دارند و تنها يکی دو نفر هستند که کارها و فعاليت های کلاسی را انجام نمی دهند . در اين گونه موارد شايد بتوان از روش ( تشويق فرد مجاور ) برای کنترل آنها استفاده کرد ، يعنی بيش از آن که بر رفتار نامناسب شاگرد خاطی تکيه کنيد ، صرفا به تشويق آن شاگردانی بپردازيد که رفتاری مناسب دارند . باز هم تکرار می کنم آن رفتاری که می خواهيد تشويق کنيد بايد کاملا مشخص باشد . تشويق فرد مجاور را به صورت فردی نيز می توان به کار گرفت ، يعنی می توان برای هدايت شاگردی که تکاليفش را انجام نمی دهد و رفتاری ناشايست دارد به مسير انجام تکاليف ، بر رفتار مناسب شاگردان ديگری تکيه کنيم که در اطراف او هستند . مورد زير مثالی در اين زمينه است :

 

        همه کلاس به استثنای مايکل دارند جداگانه روی گزارش تحقيق شان کار می کنند . مايکل به جای آنکه پاسخ سوالات را بنويسد دارد از پنجره به بيرون نگاه می کند . در دو طرف او ، داون و ماريا هر دو مشغول کارهستند .

معلم که می خواهد مايکل را به سر کارش برگرداند می گويد  

        داون ، ماريا ، به نظر می رسد که سخت مشغول کار هستيد . آفرين.

        همان گونه که معلم انتظارش را داشت ، مايکل نگاهی به دور و برش می اندازد ، متوجه آنچه در اطرافش می گذرد می شود  و به سر کارش بر می گردد . اين روش از دو جهت موثر است : يکی شاگردانی که تکاليفشان را انجام نمی دهند برمی انگيزاند تا مجددا به کارشان بپردازند . دوم اين که شاگردانی که سر کارشان هستند مورد تشويق واقع می شوند .

         فراموش نکنيد که تشويق الزاما نبايد زبانی باشد . نامه نوشتن به خانواده دانش آموز يا استفاده از امتيازهايی که مدرسه می دهد می توانند تاثيرات مثبتی بر انگيزه دانش آموزان و در نتيجه بر رفتار آنان در حوزه تدريس شما داشته باشد . با  وجود اين ، اگر چه تشويق رسمی می تواند برانگيزه شاگردان تاثير بسيار داشته باشد ، اما احساس من اين است که رابطه فردی و عاطفی معلم با شاگرد موثرترين ابزار رفتاری و انگيزشی است .به همراه داشتن مهری که جمله ای از خودتان بر آن حک شده و استفاده از آن برای تشويق شاگردان به جهت انجام تکليف و يا به دليل رفتار خوبشان ، ابزاری ساده اما بسيار موثر در مديريت کلاس است .

        سياست بسيار ساده اما موثر ديگر در تشويق شاگردان نوشتن يادداشت در دفترهای تمرينشان است ، ضمن آن که از رئيس مدرسه ٬ از معلملن ديگر يا حتی والدين بخواهيد که امضا ، يادداشت و تاريخ را در کنار يادداشت شما بگذارند . بدين ترتيب ، نه فقط رابطه خانه و مدرسه را بسيار تقویت می کنيد ، بلکه شاگردان مربوطه نيز از هر دو طرف مورد تشويق واقع می شوند . اين کار را امتحان کنيد و تفاوت انگيزه بچه ها را ببينيد .

21

 

ايجاد تنش مفيد در درس

           در بخش اول گفتيم که قرار است يادگيری واقعی صورت پذيرد ،ضرورت دارد که شاگردان احساس امنيت و اطمينان کنند . توضيح دادم که اين امر پيش شرطی است که باعث کارکرد درست بخش تحتانی مغز می شود . ــ بخشی که در بروز تنش های عاطفی ، ذهنی يا جسمی به ما کمک می کند . با اين حال نبايد بيش از حد هم راحت و خودمانی بود . هيچ چيز مانند کمی تنش مفيد نمی تواند شاگردان را برای يادگيری هوشيار و آماده نگه دارد . وقتی شاگردان در اين حالت قرار می گيرند کمتر احتمال می رود که در کلاس رفتار سوء از خود بروز دهند . ايجاد اين مقدار محدود تنش مفيد در کلاس فوق العاده آسان است . در زير چند پيشنهاد برای اين کار آمده است :

          در ابتدای سال ، در مرحله تثبيت ٬ شماره تلفن شاگردان را از آنها بپرسيد . اين کار کمی ترديد در آنان ايجاد می کند . شک ندارم که يکی از آنها سوال خواهد کرد که شماره تلفن را برای چه می خواهيد . با لبخند معنا داری بگوييد که برای اين که هر وقت کار فوق العاده ای انجام دهند ( يا تخلفی صورت دهند ) بتوانيد با خانواده شان تماس بگيريد . در عين حال توصيه مهمی هم دارم : از آنجا که معمولا مديريت مدرسه در زمينه های خانوادگی شاگردان و علل رفتار آنان اطلاعات خيلی بيشتری دارد ، هرگز بدون هماهنگی و اجازه مدير به خانه شاگردان زنگ نزنيد .

          وقتی می خواهيد درس جديد را شروع کنيد به شاگردان بگوييد که پس از پايان درس از پنج نفر به طور تصادفی خواهيد خواست که درس را برای بقيه کلاس بازگو کنند . اين عدم اطمينان که آيا آنها جزو اين پنج نفر ( بد شانس ) خواهند بود يا  خير موجب توجه بيشتر آنها به درس می شود . اگر آرام و بی صدا پشت سر شاگردی که کارش را انجام نمی دهد بايستید ، سرزنش شما را در خواهد يافت و اين کار باعث توجه مجدد وی به درس می شود .

           در بسياری از موارد نگاه ممتد و ملامت آميز شما نيز کار آمد خواهد بود . اين ارتباط چشمی بسيار مهم را با شجاعت بر قرار کنيد و تا وقتی مطمئن نشده ايد که شاگرد از خواسته های شما اطاعت می کند چشم از او بر نداريد .

            نگذاريد که شاگردان در انتخاب محل نشستن خود خيلی آزاد باشند يا هميشه يک جا بنشينند . نام بچه ها را بر روی کارت هايی بنويسيد و ترتيب نشستن آنها را هز از گاهی تغيير دهيد . اگر بچه ها علت اين کار را از شما بپرسند خيلی ساده به آنها بگوييد که کار آموزش فراتر از فقط کتاب و امتحان است . آموزش در مورد چگونگی رفتار و کار با مردم مختلف نيز هست .

            اگر ديديد که شاگردی کاملا به کارهای کلاسی اش نمی پردازد ٬ فقط زمان را در گوشه دفتر تمرينش يادداشت کنيد و دور شويد . نتيجه ضمنی اين کار اين است که دانش آموز در می يابد که اگر به سرعت به کارهايش نپردازد ٬ نوعی مجازات در انتظارش خواهد بود .

          اهميت ارتباط غير کلامی را به عنوان ابزاری در جهت ايجاد تنش مفيد و کنترل موثر کلاس فراموش نکنيد . پيش از اين در مورد قدرت ( نگاه ممتد ) صحبت کرده ايم ، اما جاهايی هم هست که می توان از علايم دست برای نشان دادن نارضايتی و مخالفت استفاده کرد .

22

 

چرخيدن در کلاس و زير نظر داشتن شاگردان

            زير نظر داشتن کلاس همان هنر داشتن چشم پشت سر است ، يعنی در حالی که توجه تان به شاگرد يا کار خاصی است بتوانيد با استفاده از ديد جانبی تان آنچه را که در کلاس می گذرد کنترل کنيد . اين مهارت به ويژه زمانی مفيد است که با فرد يا گروه کوچکی از شاگردان کار داريد و بقيه کلاس جداگانه به انجام کاری مشغول است . هدف اين کار تقويت شاگردان و ترغيب آنان به ادامه کار است . اين روش به شناخت شاگردانی کمک می کند که وقتی رفتاری سوء از خود بروز می دهند مورد توجه قرار می گيرند . با اين شيوه می توانيد افراد کلاس را مشغول کار کنيد و خود به کار با گروهی کوچکتر بپردازيد . در زير نحوه استفاده از روش زير نظر داشتن کلاس آمده است :

 

۱- وقتی با گروه کوچکی کار می کنيد هر چند دقيقه يک بار سرتان را بالا کنيد و شاگردانی را که مشغول کار انفرادی هستند از نظر بگذرانيد .

۲- وقتی شاگردان خوب کار نمی کنند ، به آنها نگاهی شماتت آميز بيندازيد يا با دست علامتی به آنها بدهيد يا آهسته با آنها صحبتی بکنيد .

۳- وقتی که در می يابيد شاگردانی دارند خوب کار می کنند ، فرصت را مغتنم بشماريد و به طريقی از آنها قدردانی کنيد . مثلا می توانيد بگوييد : ( گروهی که نزديک پنجره هستند خوب و بی وقفه مشغولند . آفرين ، متشکرم ) شاگردان قدر اين تشکر را می دانند و با دلگرمی به کار خود ادامه می دهند . اين کار برای شاگردان ديگر هم اين پيام را خواهد داشت که شما از آنچه در کلاس می گذرد با خبريد و لذا انگيزه بيشتری برای انجام تکاليف پيدا خواهند کرد .

۴- گاه لازم می شود که از جايتان حرکت کنيد و در کلاس چرخی بزنيد تا از کار شاگردان ارزيابی بهتری داشته باشيد . می توانيد آرام و بدون جلب توجه ديگران ، خرسندی خود را از عملکرد مناسب شاگرد به او ابراز کنيد . کافی است که در باره کارش نکته ای مثبت را خاطر نشان کنيد :

 

        جيسون ، جمله اول سخنرانی ات حسابی توجه حضار را به خود جلب خواهد کرد . آفرين

 

       جورجيانا ، خيلی خوب از راهنمای نقشه استفاده کرده ای . آفرين

 

23

استفاده از مکث و زمان تاثير

        اگر نگاهی به کلاس بيندازيد و در يابيد که شاگردی تکليفش را انجام نمی دهد چه می کنيد ؟ من کاملا با نظر راجرز موافقم که اين لحظه همان زمانی است که بايد به قول او ( مکث تاکتيکی ) و ( زمان تاثير ) استفاده کنيد . وقتی هم بخواهيد پيام مهمی را به شاگردان بدهيد ، اين روش برای افزايش توجه آنها واقعا موثر است :

        نام شاگرد را ببريد ، بعد به طور نمايشی مکث کنيد . سپس کارتان را به او بگوييد . اين همان وقفه نمايشی است که مقداری از تنش ايجاد می کند و به طور ضمنی اين خواسته شما را نشان می دهد که شاگرد بايد کارش را متوقف کند و به طور کامل با شما ارتباط چشمی برقرار کند . اين کار فرصتی نيز برای ايجاد تاثير فراهم می آورد . پس از برقرار کردن ارتباط چشمی و بعد از آن که نکته مورد نظر را به شاگرد گفتيد ، بايد نگاهتان را از او برداريد تا به او فرصت دهيد که خواسته شما را به خوبی انجام دهد . ارتباط چشمی طولانی در چنين موقعيت هايی تحريک آميز است و اغلب موجب بروز رفتارهای ثانويه نامطلوب می شود .

 

           مطمئنا از اين که می بينيد چطور انجام چنين کار ساده ای ، نياز به چوب و چماق و سخت گيری را برای کنترل شاگردان از بين می برد شگفت زده خواهيد شد .

           

         

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

نتيجه گيری

24

 

وب سايت مهندس جمشيد مختاری

تلفن   ۰۹۱۳۳۳۲۶۱۷۴

 

                             بخش پنجم

                                           نتيجه گيری

       بگذاريد رو راست باشيم . همه ما طی دوران تدریسمان در گيری هايی با شاگردان دشوار و مسئله ساز داشته ايم . در اغلب موارد اين شاگردان ، نقش تحريک کننده و ترغيب کننده ای را در ايجاد کشمکش در کلاس دارند و به طور مستمر با اطرافيان خود دردسر و برخورد ايجاد می کنند . تا آنجا که به  معلم  مربوط می شود اين دسته از شاگردان اقتدار و سطح اعتماد به نفس وی را پايين می آورند و به طور جدی در يادگيری شاگردان ديگر نيز اخلال ايجاد می کنند . به نظرم اگر چنين دانش آموزی يک جلسه غيبت کند ، معلم نفس راحتی می کشد . به نظر می رسد که برای اين اقليت کوچک ، تعيين ساختاری زير بنايی بر اساس نظم باز دارنده هم موضوعيت ندارد و هم بی تاثير است .

          برای کاهش بی نظمی های کوچک و معمولی در کلاس بايد صبوری به خرج داد و راهی طولانی را طی کرد تا در اين ميان بتوان برنامه های عملی خود را اجرا کرد و متعاقب آن بتوان بر مسايل انضباطی پيچيده تر تمرکز کرد . اين نکته نيز اهميت دارد که هر گاه ديديد که کارها مطابق ميل و برنامه شما پيش نمی رود ، خود را سرزنش نکنيد . حتی پس از سی سال تدريس ، هنوز گاهی از کلاس خارج می شوم و با خود می گويم که عجب کلاس افتضاحی بود و از اينکه در کلاسم معلم جديدالاستخدامی نبود تا کارم را مشاهده کند خوشحال می شوم . اگر احساس کنيد که در ۸۰ درصد موارد کارها به خوبی پيش می رود ، معلم موفقی هستيد . در عين حال ،کسب مهارت در استفاده از روش های کنترل تاکتيکی کافی نيست . بسيار ضروری است که در جهت شناختن شاگردانتان ، بهبود روابط با آنها و نيز تصميم گيری از روی خونسردی تلاش جدی کنيد . خلاصه اين که لازم است به طور کامل در زمينه های مختلف کار خود به تفکر بپردازيد .

  

جمشید مختاری

پيام هاي ديگران ()

پرشين بلاگ

 

صفحه اصلی

مديريت كلاس درس

معلم موفق

معلمان خوب من

____________

 

مقالات علمی فيزيک

نجوم
فيزيک هسته ای

مکانیک نیوتنی
ساير موارد

هوپا
 _____________

آموزش دروس

المپياد فيزيک

کانون دانش

______________

سوالات امتحان نهايی
آموزش و پرورش ناحيه ۳

گروه فيزيك ناحيه 3

_____________

خدا شناسی

زيبائيهاي هستي

____________


روانشناسی

هیپنوتيزم

______________
سرگرمي

اصفهان

زنگ تفريح

فال روزانه

فال حافظ

فال چوب

فال انبيا

طالع بيني اسم

زنگ تفريح

انيميشن هاي فيزيك

______________

شعر
بیوگرافی
آرشیو عکس

_______________

_______________

امکانات
 

اخبار آموزش و پرورش

آموزش و پرورش اصفهان

سازمان سنجش

خبرگزاری ایرنا

جام جم

روزنامه جمهوری اسلامی

شبکه رشد

باشگاه دانش پژوهان

سازمان پژوهشهای علمی

دانشگاه اصفهانَ 

دانشگاه صنعتی اصفهان

آمار بازديد کنندگان

 

   
>